تبليغاتX
لبگزه

لبگزه

114- چه کار باید؟

 

سلام دوستان عزیز
در اولین دقایق سال ۱۳۸۵ هستیم... امید که برای همگی شما عزیزان سالی پر از خیر و برکت باشد و در سایه سار ولایت حسینی و عشق نبوی، عزت و سربلندی کشور عزیزمان را شاهد باشیم

 اگر یادتان باشد چند وقت پیش و قبل از ماجرای کاریکاتورهای اروپایی علیه اسلام و مقدسات مسلمانان، به ماجرای قرآن قرن 21 پرداختم و کینه توزی یهودیان صهیونی و صلیبی های یهودی را در این میان بیان کردم.

بالاخره بعد از چند ماه، روزنامه ی همشهري  اقدام به چاپ این مطلب کرد و البته با تصرفات زیاد و حذف نقاط اساسی آن … به گونه ای که هر کس آن را می خواند بریده بودن مطالبش را احساس می کند و قطعا آنان که از ماجرا خبر ندارند آن را پای ضعف تألیف نویسنده می گذارند.

 البته و متأسفانه این رسم و راه مطبوعات ماست که هر جور دوست دارند در مطلب نویسنده دخل و تصرف می کنند و خم به ابرو نمی آورند.

 

به هر حال در میان دوستانی که آنروز مطلب را خوانده بودند، دوستی بنام  محسن حمیدی  چنین کامنت گذاشته بود:

 

با سلام
الان 2 ساعت است که با دقت تمام مطلب شما را مرور کردم ..قصد خواب داشتم که اتفاقی با موضوع وبلاگتان آشنا شدم و خواب را از چشمانم ربود.  اجر شما با صاحب الامر ان شا الله

قبلا هم شنیده بودم و تصاویر مربوط به آنرا دیده بودم اما گمان به جدیت آن را تا به این مرحله و این حد از جسارت به ساحت کلام الهی را نداشتم...

از همان ابتدای موضوع آنچنان خون در رگهایم پر توان جریان یافته که مبادا به گونه ای مطلب تمام شود که بازهم قربانی همیشگی دین مظلوم اسلام باشد. از قلم بسیار شیوا یتان ممنون و برایتان آرزوی توفیق و کمال روز افزون در جهت نیل به اهداف والای اسلامی دارم..

از همان ابتدا این سوال در ذهنم بود که چرا کاری نکرده اند؟ منظور بزرگان قوم اسلام است که دم از اسلامشان میزنند.. تا اینکه آخر کلامتان را خواندم و جانم آرام گرفت

 

عزیز - برادر - آقا
شما که کلامتان شیوا و رسا است.. شما که توان اینگونه نوشتار را دارید.. چرا کاری نمیکنید؟ وسیله میخواهید؟ راه آنرا نمیدانید؟ یا اینکه تنها بایستی منتظر حرکت کشورها و ملتهای دیگر بود؟

از شما عاجزانه تقاضا دارم ... من دانشجو هستم.. مجموعا 6 سال ایران بوده ام و مشکلات جوانان ایرانی دیگر را هم ندارم.. بر کامپیوتر الحمد لله مسلط هستم. الان هم عصر کامپیوتر هست.. همه کارها بر روی آن متمرکز شده..

 

پیشنهادی دارم تا بلکه خودم هم آرام بگیرم و قدمی به پیش گذاشته باشم.. حتی هر کار دیگر بخواهید در این مسیر انجام میدهم.. ترجمه یا تحقیق بیشتر در این زمینه ها و ... میتوانم هر وسیله ای که نیاز دارید را برایتان فراهم کنم.. آن هم در اینترنت..

یک پایگاه کامل و مجهز به سلاح اسلام برای مقابله با این دشمنان قسم خورده بسازیم ان شاء الله

امیدوارم منظور خودم رو تونسته باشم برسونم .. منتظر تماس جنابعالی هستم
پای بوس کرامت امام حسن مجتبی( علیه السلام) محسن حمیدی زارع

 

خلاصه کنم ...  دوستانی که مایلند مطلب را به طور کامل بخوانند و با ما همراه بشوند و کمک فکری بدهند می توانند  اینجا  را کلیک کنند... منتظر نظرات خوبتان هستیم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 23:15  توسط سید محمد رضا واحدی  | 

113- شب

 

امشب شب را می خواهم ..
فقط شب را ...
تنهای تنها ..
عاری از هر گونه زر و زیور
ستاره ها را پاک کن از چهره ی شب
من شب را می خواهم اما ..
بی پیرایه
بدون مهتاب
بدون ستاره
می خواهم یک بار هم که شده ...
شب را آنچنان که هست درک کنم
نه آنکه ستاره را ببینم و به شب پی ببرم
ستاره قشنگ است ... آری
اما اگر شب نبود .. باز هم همین را می گفتی ؟
شب رؤیایی من ..
شب بدون مهتاب است
می فهمی .. ؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 22:56  توسط سید محمد رضا واحدی  |