121- ازدواج موقت
بحران غریزه ی جنسي
بروز ميل جنسي جوانان در سن بلوغ طبيعي
همه مي دانيم كه جوانان اعم از دختر و پسر هنگامي كه به سن طبيعي بلوغ مي رسند، احساس جديدي در كنار ساير احساس هاي قبلي خويش پيدا مي كنند كه اگر به آن پاسخ مثبت و در عین حال از راه صحیح داده نشود، تبديل به طوفانی غیر قابل کنترل خواهد گرديد. این احساس عبارت است از احساس جنسي و ميل دستيابي به جنس مخالف. این احساس در صورت دستيابي، لذت بخش ترين و در صورت عدم تحقق، جزء تلخ ترين حالت هاي دوران بلوغ طبيعي به شمار مي رود.
فاصله ی بين بلوغ طبيعي و اجتماعي
مسأله ی ديگري كه نبايد از آن غفلت ورزيد، آن است كه جوانان به مجرد رسيدن به بلوغ طبيعي قادر به لذت جويي منطقي و مشروع نخواهند بود؛ بلكه در صورتي به طور معقول و منطقي به اين مهم دست خواهند يافت كه علاوه بر بلوغ طبيعي به بلوغ اجتماعي هم رسيده باشند. بلوغ اجتماعي به معناي اينكه طرفين و بيشتر پسر بتواند تأمين كننده ی حداقل هاي زندگي مشترك باشند.
اين حداقل ها در هر عصري متناسب با آن عصر مي باشد. در روزگاران قديم دختر و پسر همين كه به سن بلوغ مي رسيدند می توانستند ازدواج كنند. زيرا پسري كه دو چيز داشت مي توانست اقدام به زندگي مشترك نمايد؛ يكي شغل و ديگري مسكن ساده. و این هر دو در ايام گذشته بسيار آسان به دست مي آمد. چرا كه جوانان از همان ابتدا دنبال كار مي رفتند و مايحتاج زندگي را تامين مي كردند و مسكن هم به راحتي فراهم مي گرديد زيرا هم ارزان بود وهم گاهي در يك اطاق در كنار والدين زندگي مي كردند و جامعه هم بيش از اين از جوانان انتظاري نداشت. اما به مرور زمان و همراه با توسعه ي زيست اجتماعي بشر، حداقل ها هم توسعه يافت و اكنون دیگر بين حداقل هاي گذشته و حال، فاصله ی بسيار زيادي پدید آمده است.
ديروز ( یعنی ايامي كه مهمترين دغدغه ها داشتن یک شغل و یک مسكن ساده بود) اگر پسري در 15 سالگي ودختر در 9 سالگي يعني همان ابتداي بلوغ طبيعي ازدواج مي كردند، كسي تعجب نمي كرد وبلكه راه درست را همين مي دانستند و اگر كسي از آن سر باز مي زد مورد انتقاد قرار مي گرفت. اما امروز اگر شنيده شود دختر و پسري در سن بلوغ طبيعي ازدواج كرده اند جزء عجائب اجتماعي به شمار مي رود و شايد پيشنهاد آن به جوانها نه تنها از ناحیه ی خودشان که حتی از ناحیه ی والدینشان هم با نوعي واكنش منفي روبرو شود. چرا كه امروزه افراد جامعه معتقدند پسري مي تواند مسئوليت زندگي مشترك را عهده دار شود كه حداقل ظرفيت هاي ذيل را در خود ايجاد نمايد.
1- پشت سر گذراندن دوران تحصيلي كه در بعضي از خانواده ها حداقل بايد تا مقطع كارشناسي ارشد پيش رفته باشد و اين يعني به تاخير افتادن ازدواج از سن بلوغ طبيعي ( 15 سال ) به سن بلوغ اجتماعي كه حدوداَ تا 30 سال به طول مي انجامد. البته اگر همه ی مراحل تحصیلی يك ضرب وبدون تجديدي و مردودي طي شود.
2- انجام خدمت سربازي كه حدود دو سال خواهد بود.
3- داشتن شغلي كه تامين كننده مايحتاج زندگي باشد.
4- گاهي در بعضي ازخانواده ها داشتن مسكن ملكي، وسيله ی نقليه ی شخصي، تلفن همراه، امكان تأمين پيش نيازهاي زندگي الكترونيكي ودهها مورد ديگر نیز بخشی از مقدمات تشکیل خانواده به حساب می آید.
ملاحظه مي فرماييد كه با تغيير وضعيت زندگي هاي سنتي به زندگي صنعتي كه گريزي هم از آن نيست، فاصله بين بلوغ طبيعي و بلوغ اجتماعي آن چنان زياد شده كه همه ی جوانان را با بحرانی شكننده رو برو كرده است. این قسمت از عمر یک جوان آنقدر اهمیت دارد که نمی توان نسبت به آن بی تفاوت بود و برای آن حسابی باز نکرد و تدبیری نیندیشید. زیرا اگر ما این بخش حساس از زندگی یک جوان را به حساب نیاوریم و به راحتی از کنار آن بگذریم به شیوع فساد و سست شدن مبانی اخلاق کمک کرده ایم.
البته همانطور که پیش تر هم گفتیم این سخن به معنای آن نیست که فقط این جوانان نوخاسته هستند که در چنین شرایطی به سر می برند. زیرا چه بسیارند میانسالان و حتی بزرگسالان مجرد و یا حتی متأهلی که به دلایل مختلف در اوج نیازمندی جنسی به سر می برند. نیازمندی که در شرایط خاص آنان نیز تبدیل به آتشی سرکش و بحرانی مرد افکن می گردد که چنانچه با تعقل مدیریت نشود، بلایی کمتر از آنچه بر سر جوانان می آید بر سر آنان نیز نخواهد آمد.
راه چاره چيست؟
به نظر می رسد هر مكتبي كه براي چنین شرائطی راه حلی منطقی و در عین حال عملی داشته باشد كه هم نیازمندان واقعی ــ و نه هوسرانان ــ را از بحران جنسي نجات دهد و هم راه توسعه يافتگي را به روي آنان بازتر كند، اين نشانه ی حقانيت و بروز بودن آن مكتب به شمار مي رود.
ما بر این باوریم که اسلام به عنوان آخرین دین آسمانی و کامل ترین آنها بدون تردید، باید پاسخگوی تمام نیازهای مادی و معنوی، فطری و غریزی انسان باشد. چرا که در نظام حکمت الهی، این پذیرفتنی نیست که خود خداوند، تمایلات و احساساتی را در وجود انسان بیافریند ولی برای آن راه چاره ای قرار ندهد.
بعضی از مکاتب مانند بودیسم و حتی بعضی از گروه های مسیحی و یهودی معتقدند باید غریزه ی جنسی را به كلي سركوب كرد؛ زیرا اصولاً ميل جنسی پليد و شیطانی است و باعث بسياري از مفاسد و جنايت ها می شود. پس باید مردم را به سركوب غرائز و رياضت جنسي دعوت كرد تا شیطان راه نفوذی نداشته باشد.
اینان به طور کلی با ارضای شهوت و إعمال غریزه ی جنسی مخالفت کرده و حتی شعارشان این بوده است که « با تیشه ی بکارت، ریشه ی ازدواج را بخشکانیم »
د ر مورد طرفداران این نظریه، هرچند بسیاری از آنان معمولاً نتوانسته اند به این شعار پایبند بمانند و هر از گاهی در خلوت خود مرتکب شهوترانی های بی قاعده ای شده اند که کوس رسوایی آن گوش فلک را کر کرده است؛ باید گفت بر فرض هم که بتوانند به این اصل پایبند بمانند و میل خداداد خود را به هر شکل ممکن سرکوب کنند، ضررهاي جسمي و روحي غيرقابل جبراني بر خود وارد مي سازند که کمترین آن مشکلات روانی غیر قابل انکار و عوارض فاجعه باری است که بر هیچ خردورزی پوشيده نیست. البته در عمل هم قاطبه ی جوانان در سطح جهان ازاين نظريه استقبال نكرده اند؛ مگرتعداد بسيار كمي كه آن هم موجب قرباني شدن آنان در اين راه گشته است.
بعضی دیگر مانند فرويد معتقدند باید استفاده از غریزه ی جنسی را به طور مطلق آزاد گذارد و تنها راه جلوگیری از طغیان های بشری این است که هر کس بتواند آزادانه و بدون قید و بند به هر شکلی که نیاز دارد خود را ارضا کند. يعني هر پسر یا مردی از هر تعداد دختر یا زنی كه مي تواند كام بگيرد وهر زن و دختري هم مجاز باشد با هر تعداد مردي رابطه ی نامشروع برقرار نمايد.
در مورد این نظریه نیز باید گفت که با این آزادی، خواسته یا ناخواسته، كانون گرم خانواده ها از هم پاشيده می شود، كودكان معصوم پناه خود را از دست می دهند و از عواطف مادري و حمايت پدري محروم شده و سرنوشت تلخي را تجربه مي كنند. زيرا در اثر رواج روابط آزاد جنسي، نه مرد حاضر مي شود برای همیشه بار نفقه وسرپرستي خانواده را بپذيرد و نه زن آمادگي دارد بار تربيت فرزندان و مسئوليت هاي درون خانه را به دوش بكشد و تسليم يك شوهر شود.
در اين صورت تكليف فرزندان نا مشروع چه مي شود؟ آيا صدور مجوز سقط جنين كه نوعي نسل كشي محسوب مي گردد، راه حلی اساسی است؟ بالاتر از همه ی اينها از بين رفتن بهداشت نسل و احساس بي هويتي زنان و دختران آسيب ديده از بي مبالاتي جنسي به كجا خواهد كشيد؟ به راستي اين راهي كه عموماَ فرهنگ هاي استعماري غير ارزشي و برخي از خرده فرهنگ هاي استحاله شده در فرهنگ هاي غربي وبعضاَ شرقي پيشنهاد مي كنند و آن را زير نام آزادي تحويل جوانان مي دهند، بسیار وحشتناک و وحشیانه است.
اما نظر اسلام به عنوان دينی منطبق با فطرت انسان اين است كه باید راه اعتدال را پیش گرفت. بدین معنی که از یک سو نمی توان و نباید اميال غريزي و فطري را کاملاً سركوب كرد و از سوی دیگر نبايد اجازه داد در اجابت این تمایلات زياده روي شود. یعنی هم سركوب اميال غريزي گناه است و هم تجاوز از حد لازم و مجاز ناپسند شمرده می شود.
به عبارت دیگر در قالب یک چهارچوب منظم و مشخص است که هر یک از این امور محترم و قابل اعتنا شمرده می شوند.
احكام پنجگانه يعني واجب،حرام، مستحب، مكروه و مباح همان چهارچوب مورد نظر اسلام است که میانه روی و اعتدال را در میان نوع انسانی حفظ می کند و از افراط و تفریط دور می دارد.
بد نیست بدانیم که بسیار اتفاق می افتد که این چهارچوب نسبی و با توجه به شرایط افراد قابل تغییر و تفسیر می شود. مثلاً در دیدگاه اسلام، ازدواج به خودی خود امری پسندیده و مستحب است. اما همین ازدواج براي كسي كه نياز به آن دارد، به طوري كه اگر ازدواج نكند به حرام مي افتد، واجب است. و باز همین ازدواج برای کسی که زن دارد و نمی تواند عدالت را میان آن دو رعایت کند حرام می شود.
ما معتقدیم که بر خلاف مکاتبی که مردم را از ارضای شهوت منع می کنند و حتی لذت جویی و همبستری انسان با همسر قانونی اش را اگر برای دفع شهوت باشد حرام می دانند و تنها همبستری را صحیح می شمارند که برای تولید مثل باشد، اسلام با ارضای شهوت و کامجویی نه تنها مخالف نیست که حتی به ارضای آن البته در چهارچوب شرع و عقل سفارش کرده است.
از نظر اسلام، این موضوع اگر در اختيار انسان باشد و به عنوان یک ابزار او را در راه رسیدن به آرامش فکری و عصبی و در نهایت، کمال انسانی یاری کند نه تنها جایز است که حتی مستحب نیز شمرده شده است. اما در مقابل، انسانی را که در هوی و هوس غور کند و عقل و منطقش را در خدمت شهوت قرار دهد، نکوهش می کند وکارش را ناروا می شمارد.
بنابراین يكي از قوانين درخشان اسلام به عنوان تنها راه ارضاء كننده ميل جنسي، ازدواج و همسر گزيني است که این ازدواج دو شکل دارد: دائم و موقت.
البته ازدواج دائم ــ که در آن زن و مرد با هم پیمان می بندند که برای همیشه همسر هم باشند و نسبت به هم تعهدات لازم را داشته باشند ــ اختصاصی به اسلام ندارد و در سراسر تاریخ به شکل های مختلف جریان داشته است و نظر اسلام در اين زمينه نظر امضائي است. یعنی اینکه اسلام آنرا تأسیس نکرده و تنها یک روش جاری را تأیید و امضا کرده است.
اما در باره ی ازدواج موقت ــ که در آن زن و مرد با هم توافق مي كنند كه تا مدت معين همسر هم باشند و در صورت توافق مي توانند مدت را تمديد و يا به ازدواج دائم تبديل كنند و يا پس از مدت تعیین شده از هم جدا شوند ــ اختلاف است که آیا مانند ازدواج دائم وجود داشته و اسلام تنها آنرا امضا کرده است و یا اینکه وجود نداشته و اسلام آنرا به عنوان یک نهاد جدید تأسیس کرده است.
از ازدواج موقت به عنوان ازدواج یا نکاح منقطع، نکاح متعه و در عرف عوام با عنوان صیغه نیز یاد می شود.
به هر حال به نظر می رسد که تنها راه چاره، نهادينه كردن قانون ازدواج موقت است كه اسلام طراح آن است و بقيه ی راه ها انسان را به نا كجا آبادها راهنمايي مي كند. ازدواج موقت راهي است كه براي ازبين بردن خلاء بوجود آمده بين بلوغ طبيعي و بلوغ اجتماعي جوانان و همچنین خلاء بوجود آمده بین بلوغ اجتماعی و عدم برخورداری از کامروایی نزد بزرگترها به هر دلیل، پيشنهاد مي گردد. يعني اینان هم بتوانند غريزه ی جنسي و نیاز واقعی خود را ارضاء نمايند و هم از آسيب هاي ناشي از سركوب غرايز جلوگیری نمایند.
« براتراند راسل » فیلسوف معروف انگلیسی رسماً در كتاب « زناشویی واخلاق » فصلي تحت عنوان ازدواج تجربي باز كرده است. وي مي گويد: « قاضي ليندزي، كه ساليان متمادي مأمور دادگاه دنور بوده و در اين مقام فرصت مشاهده ی حقايق زيادي داشته، پيشنهاد مي كند كه ترتيبي به نام ازدواج رفاقتي داده شود. اما متأسفانه پست رسمي خود را (در آمريكا) از دست داد؛ زيرا مشاهده شد كه او بيش از ايجاد حس گناهكاري، در فكر سعادت جوانان است. براي عزل او كاتوليك ها و فرقه ی ضد سياه پوستان از بذل مساعي خودداري نكردند.
ازدواج رفاقتي را يك محافظه كار خردمند (لیندزی) پیشنهاد كرده است و منظور از آن ايجاد ثباتي در روابط جنسي است. ليندزي متوجه شده كه اشكال اساسي در ازدواج، فقدان پول است. ضرورت پول فقط از لحاظ اطفال احتمالي که به وجود می آیند نيست، بلکه از این لحاظ است که تأمین معیشت از جانب زن برازنده نیست. و به اين ترتيب نتيجه مي گيرد كه جوانان بايد مبادرت به ازدواج رفاقتي كنند كه از سه لحاظ با ازدواج عادي متفاوت است. اولاً منظور از ازدواج، توليد نسل نخواهد بود. ثانياً مادام كه زن جوان فرزندي نياورده و حامله نشده طلاق با رضايت طرفين ميسر خواهد بود. ثالثاً زن در صورت طلاق مستحق كمك خرجي براي خوراك خواهد بود...
من هيچ ترديدي در مؤثر بودن پيشنهادات ليندزي ندارم و اگر قانون آن را مي پذيرفت تأثير زيادي در بهبود اخلاق مي كرد.»
علامه ی فقید استاد مطهری، پس از نقل عبارات فوق چنین می نویسد:
آنچه ليندزي و راسل آن راازدواج رفاقتي مي نامند، گرچه با ازدواج موقت اسلامي اندك فرقي دارد؛ اما حكايت مي كند كه متفكراني مانند ليندزي و راسل به اين نكته پي برده اند كه تنها ازدواج دائم و عادي، وافي به همه احتياجات اجتماع نيست. به نقل از: نظام حقوق زن در اسلام. با تصرفی اندک در عبارت . ص 44
دوستی دارم که تحصیلاتش را با کارنامه ای عالی در دانشگاه های معتبر آمریکا به پایان رسانده و با چند مدرک دکتری و مهندسی و فوق لیسانس در چند رشته ی مختلف، امروز در کشور موقعیتی بس ممتاز و برازنده دارد و شاهد مثال دوستان در زمینه ی موفقیت های تحصیلی است.
این دوست ما یعنی آقای دکتر برای من از شرایط اقامت و تحصیل خود در امریکا تعریف می کرد و می گفت: بچه شیعه ها باید قدر مکتب خود را بدانند.
او معتقد بود که در امریکا و در آن اوضاع فرهنگی لجام گسیخته و فساد و فحشای رایج، درس خواندن و تمرکز فکری برای دانشجویان مسلمانی که بخواهند به دین و آئین خود پایبند باشند، بسیار سخت است. بنابر این یا باید به گناه و معصیت آلوده شوند و یا اینکه قید درس و دانشگاه را بزنند.
او می گفت: به خاطر همین، بچه شیعه های مقید و مذهبی، در درس خواندن از بچه سنی های مقید و مذهبی موفق تر بودند. زیرا سنی هایی که می خواستند مرتکب حرام نشوند، به خاطر عدم اعتقاد به ازدواج موقت، هیچ راهی برای تخلیه ی خود و ارضای غریزه ی جنسی نداشتند؛ اما شیعه ها با تمسک به این روش، هم دچار گناه و آلودگی نمی شدند و هم از فشار ویرانگر شهوت نجات می یافتند و با آرامش کافی به درس و بحث می پرداختند.
دکتر می گفت: یادم نمی رود که چند دانشجوی سعودی و پاکستانی در دانشگاه ما به خاطر همین فشار جنسی و نداشتن راه شرعی برای ارضای غریزه ی خود دیوانه و راهی تیمارستان شدند و عده ای دیگر تحصیل و دانشگاه را نیمه تمام گذاشتند و به کشور خود باز گشتند و ازدواج کردند و دیگر هرگز نتوانستند برای ادامه ی تحصیل برگردند.
بگذریم و به بحث خود بازگردیم. پس در این که ازدواج موقت نیز مانند ازدواج دائم یکی از احکام اسلامی و یکی از مترقی ترین احکام دینی است هیچ شکی وجود ندارد. و بالاتر اینکه ما معتقدیم این راه حل منحصر به اسلام است و مسلمانان باید به خاطر اين پيشنهاد مترقی که سلامت جسمی و روانی فردی و اجتماعی جوامع بشری را تضمین می کند، به دین خود یعنی اسلام افتخار کنند.
اما متأسفانه همین حکم مترقی تبدیل به یکی از جنجالی ترین موضوعاتی شده است که دشمنان آگاه و دوستان ناآگاه عليه اسلام به راه انداخته و چنان بر علیه آن جو سازي كرده اند كه حتي بعضي از مسلمانان آن را قبیح دانسته و از نام آن نیز روی گردانند.
چیزی که در قالب یک طنز در بین ما مطرح است و دوست خوبمان توفان نیز در یکی از کامنت هایش بدان اشاره کرده است، که طرف گفت: " من حاضرم همینطوری با شما باشم ولی اسم ازدواج موقت را نیاور که اصلاً اهلش نیستم" . هرچند این یک شوخی بیش نیست اما حکایت از یک واقعیت اجتماعی دارد و میزان کراهت بعضی از مسلمانان را از این حکم نشان می دهد که حاضرند تن به فحشا بدهند اما حاضر نيستند ازدواج موقت را بپذیرند و در واقع فساد و ارتباط نامشروع را بر تحمل ننگ (!!) ازدواج موقت ترجیح می دهند.
به راستي چرا چنين است؟ البته ما از دشمنان اسلام انتظاری بیش از این نداریم. از کسانی که تعدد زوجات را رد می کنند اما داشتن دوست دخترهای متعدد را نفی نمی کنند ... از کسانی که طلاق را ممنوع می دانند اما ارتباط زن شوهر دار با دوست پسرش را ناروا نمی دانند و از کسانی که ازدواج مرد با مرد و زن با زن و در نهایت همجنس بازی را جایز می شمارند، انتظاری بیش از این نیست. زیرا آن چه توسط اینان علیه اين حکم دینی فضا سازي مي شود، نه به خاطر اين است كه حكمت تشريع آن را نمي دانند؛ بلكه آنان عالمانه و عامدانه اقدام به مبارزه با آن مي كنند. اصولاً منافع اینان در گرو ترويج بي مبالاتي جنسي و فحشا و منكرات است.
اما گروهي هم هستند كه مخالفتشان به دليل نا آگاهي از حكمت ازدواج موقت است. بسیاری از اینان بر این باورند که ازدواج موقت نمونه ی کامل شهوترانی و بی بند و باری است. بنا براین بر انديشمندان اسلامي است كه اين دستور آسماني را راز گشايي كرده و با بیان شرائط و ویژگی های آن موضوع را از ابهام در آورند.
از دیدگاه متفکر و اندیشمند بزرگ و منحصر به فرد ایران یعنی شهید مطهری این فکر اصلاً درست نیست که تشريع ازدواج موقت براي تأمين هوسراني باشد. زیرا اگر هر چیزی قابل ترديد باشد، این دیگر جای تردید ندارد كه اديان آسماني عموماً بر ضد هوسراني و هواپرستي قيام كرده اند.
وی معتقد است که يكي از اصول واضح و مسلم اسلام مبارزه با هواپرستي است. قرآن كريم هوا پرستي را در رديف بت پرستي قرار داده است. در اسلام «ذواق» يعني كسي كه هدفش اينست كه زنان گوناگون را مورد كامجوئي و «چشش» قرار دهد، ملعون و مبغوض خداوند معرفي شده است.
امتياز اسلام نسبت به برخي شرايع ديگر اين است كه رياضت و رهبانيت را مردود مي شمارد، نه اينكه هوا پرستي را جايز و مباح بداند. از نظر اسلام تمام غرائز اعم از جنسي و غيره بايد در حدود اقتضاء و احتياج طبيعت، اشباع و ارضاء گردد. اما اسلام اجازه نمي دهد كه انسان آتش غرائز را دامن بزند و آنها را به شكل يك عطش پايان ناپذير در آورد.
از اين رو اگر چيزي رنگ هوا پرستي يا ظلم و بي عدالتي به خود بگيرد، كافي است كه بدانيم مطابق منظور اسلام نيست.
جاي ترديد نيست كه هدف اسلام از قانون ازدواج موقت اين نبوده است كه وسيله ی عياشي و حرمسرا سازي براي مردم هواپرست و وسيله ی بدبختي و در بدري يك زن و يك عده كودك را فراهم سازد. بنابر این تشويق و ترغيب فراواني كه از طرف ائمه ی دين به امر ازدواج موقت شده است، برای احیای یک سنت متروک که در گذر ایام ناپسند جلوه داده شده است نه اینکه وسیله ی هوسرانی و هواپرستی حیوان صفتان و بیچارگی عده ای زنان اغفال شده و فرزندان بی سرپرست را فراهم کند.
ذکر این نکته هم اینجا لازم است که برخلاف آنها كه فكر مي كنند قانون ازدواج موقت در پي سوء استفاده از جنس زن مي باشد، قاطعانه بايد گفت كه ازدواج موقت نه تنها به دنبال سوء استفاده نمي باشد؛ بلكه بهترين دليل مشروعيت آن در اسلام براي جلوگيري از سوء استفاده از وجود زنان و دختران بي سرپرست است. قانون ازدواج موقت در پي احترام به زن است نه اهانت به او.
به خاطر همین است که در کامنتی نوشتم: چرا خانم ها همیشه خود را در معرض اتهام، حمله و در موضع ضعف می بینند و تیغ شوم سوء استفاده از احکام اسلام را متوجه خود می دانند؟
چرا سعی نمی کنند با عوض کردن نوع نگاه و قواعد بازی... طرف حاکم باشند تا مردهای سوء استفاده چی در معرض سؤال و مجبور به پاسخگویی و در عین حال رفع اتهام از خود باشند؟
به عبارت دیگر چرا بعضی از قواعد و قوانین شرعی را ( صرف نظر از کم و کیف و شرایط آن ها ) موجب تضعیف خود و جنس رن می دانند و چکشی با آن برخورد می کنند؟
چرا نباید مردان چنین حسی داشته باشند و چنین اموری را موجب خدشه دار شدن خود بشمارند و در مقابل آن موضع بگیرند؟
استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام، ضمن بحث مستوفایی در باره ی ازدواج موقت یا نکاح منقطع به بیان ایرادهای وارد شده بر آن می پردازد و یکی از این ایرادها را اینگونه بیان می دارد:
نكاح منقطع، بر خلاف حيثيت و احترام زن است .زيرا نوعي كرايه دادن آدم و جواز شرعي آدم فروشي است؛ خلاف حيثيت انساني زن است كه در مقابل وجهي كه از مرد مي گيرد وجود خود را در اختيار او قرار دهد.
وی آنگاه چنین می نویسد: اين ايراد از همه عجيب تر است. اولاً ازدواج موقت با مشخصاتي که بیان شد، چه ربطي به اجاره و كرايه دارد؟ آيا محدوديت مدت ازدواج، موجب مي شود كه از صورت ازدواج خارج و شكل اجاره و كرايه به خود بگيرد؟ آيا چون حتماً بايد مهر معين و قطعي داشته باشد كرايه و اجاره است؟ یعنی اگر بدون مهر بود و مرد چيزي نثار زن نكرد، زن حيثيت انساني خود را بازيافته است؟
اتفاقاً فقها تصريح كرده اند و قانون مدني ایران نیز بر همان اساس تنظيم شده است كه ازدواج موقت و ازدواج دائم از لحاظ ماهيت قرارداد، هيچ گونه تفاوتي با هم ندارند و نبايد داشته باشند. هر دو ازدواج اند و هر دو بايد با الفاظ مخصوص ازدواج صورت بگيرند و اگر نكاح منقطع را با صيغه هاي مخصوص اجاره و كرايه بخوانند باطل است.
ثانياً از كي و چه تاريخي كرايه ی آدم منسوخ شده است؟ تمام خياط ها و تمام پزشك ها و كارشناس ها، تمام كارمندان دولت از نخست وزير گرفته تا كارمند دون رتبه، تمام كارگران كارخانه ها آدم هاي كرايه اي هستند.
زني كه به اختيار خود با مرد بخصوصي عقد ازدواج موقت مي بندد آدم كرايه اي نيست و كاري بر خلاف حيثيت و شرافت انساني نكرده است. اگر مي خواهيد زن كرايه اي را بشناسيد، اگر مي خواهيد بردگي زن را ببينيد به اروپا و امريكا سفر كنيد و سري به كمپاني هاي فيلمبرداري بزنيد تا ببينيد زن كرايه اي يعني چه؟ بروید تا ببينيد كمپاني هاي مزبور چگونه حركات زن، ژست هاي زن، اطوار زنانه ی زن، هنرهاي جنسي زن را به معرض فروش مي گذارند؟ بليط هائي كه شما براي سينماها و تئاترها مي خريد در حقيقت اجاره بهاي زن هاي كرايه اي را مي پردازيد. ببينيد در آنجا زن بدبخت براي اينكه پولي بگيرد تن به چه كارهائي مي دهد؟ مدت ها تحت نظر متخصصان كارآزموده و شريف ( !! ) بايد رموز تحريكات جنسي را بياموزد. بدن و روح و شخصيت خود را در اختيار يك مؤسسه ی پول در آوري قرار دهد تا مشتريان بيشتري براي آن مؤسسه پيدا كند.
سري به كاباره ها و هتل ها بزنيد تا ببينيد زن چه شرافتي به دست آورده است و براي اينكه مزد ناچيزي بگيرد و جيب فلان پولدار را پركند، چگونه بايد همه ی حيثيت و شرافت خود را در اختيار مهمانان قرار دهد.
زن كرايه اي آن مانكن ها هستند كه اجير و مزدور فروشندگي هاي بزگ مي شوند و شرف و عزت خود را وسيله ی پيشرفت و توسعه حرص و آز آنها قرار مي دهند. زن كرايه اي آن زني است كه براي جلب مشتري، براي يك مؤسسه ی اقتصادي با هزاران اطوار كه اغلب آنها تصنعي و به خاطر انجام وظيفه ی مزدوري است، روي صفحه ی تلويزيون ظاهر مي شود و به نفع يك كالاي تجارتي تبليغ مي كند.
كيست كه نداند امروز در مغرب زمين زيبائي زن، جاذبه ی جنسي زن، آواز زن، هنر و ابتكار زن، روح و بدن زن و بالاخره شخصيت زن، وسيله ی حقير و ناچيزي در خدمت سرمايه داري اروپا و امريكا است؟ و متأسفانه شما دانسته يا ندانسته زن شريف و نجيب ايراني را به سوي اين چنين اسارتي مي كشانيد.
من نمي دانم چرا اگر زني با شرايط آزاد، با يك مرد به طور موقت ازدواج كند، زن كرايه اي محسوب مي شود. اما اگر زني در يك عروسي يا شب نشيني در مقابل چشمان حريص هزار مرد و براي ارضای تمايلات جنسي آنها حنجره خود را پاره كند و هزار و يك نوع معلق بزند تا مزد معيني دريافت دارد، زن كرايه اي محسوب نمي شود؟
آيا اسلام كه جلو مردان را از اينگونه بهره برداري ها از زن گرفته است و خود زن را به اين اسارت آگاه و او را از تن دادن به آن و ارتزاق از آن منع كرده است، مقام زن را پائين آورده است يا اروپاي نيمه دوم قرن بيستم؟
اگر روزي زن بدرستي آگاه و بيدار شود و دامهائي كه مرد قرن بيستم در سر راه او گذاشته و مخفي كرده بشناسد، عليه تمام اين فريب ها قيام خواهد كرد و آن وقت تصديق خواهد كرد يگانه پناهگاه و حامي جدي و راستگوي او قرآن است و البته چنين روزي دور نيست.
به نقل از: نظام حقوق زن در اسلام. با تصرفی اندک در عبارت . ص 50- 48
وی در فرازی دیگر چنین می نویسد:
من از شما مي پرسم: اين كه اروپائيان وجود يك عده از زنان بدكار را در محل معين از هر شهري تحت نظر و مراقبت دولت، لازم و ضروري مي دانند براي چيست؟ آيا جز اين است كه وجود مردان مجردي را كه قادر به ازدواج دائم نيستند خطر بزرگي براي خانواده ها به حساب مي آورند؟
اين است فورمول فرنگي چاره جويي خطر مردان و زناني كه قادر به ازدواج دائم نيستند و آن بود فورمولي كه اسلام پيشنهاد كرده است. آيا اگر اين فرمول فرنگي به کار بسته شود و گروهي زن بدبخت به ايفاي اين وظيفه ی اجتماعي! اختصاص داده شوند، آن وقت زن به مقام واقعي و حيثيت انساني خود رسيده و روح اعلاميه ی حقوق بشر شاد شده است؟
به نقل از: نظام حقوق زن در اسلام. با تصرفی اندک در عبارت . ص 44
قانون اسلامی یا شیعی ؟ اهل سنت چه می گویند؟
نکته ی دیگری که قبل از ادامه ی بحث باید بدان اشاره کرد این است که ما این حکم را یک حکم اسلامی می دانیم که مستندات آن را هم در قرآن و هم در روایات اسلامی و هم در سیره ی صحابه در زمان پیامبر اکرم (ص) می توان یافت. اما اگر می بینیم که این قانون اختصاص به شیعه دارد و اهل سنت آن را نمی پذیرند، به خاطر آن است که در زمان خلافت خلیفه ی دوم و توسط وی، چند چیز از جمله ازدواج موقت حرام اعلام شده است.
البته امروزه دیگر بسیاری از سنیان هم به این تحریم اعتراض دارند و ضرورت زندگی امروزی، آنها را وادار به پذیرش آن و نپذیرفتن تحریم عمر کرده است.
در بسياري از كشورهاي عربي، وضعيت طلاق، خيانت همسران، فحشا، روابط پيش از ازدواج، قتل ناموسي، و روابط نامشروع با استاندارهاي غربي و با آمار كشورهايي مانند برزيل برابري مي كند و اين وضعيت، نگراني هاي زيادي را در ميان خانواده هاي سنتي برانگيخته است. يكي از ايرادهاي اساسي علماي سلفي به شيعيان، حلال بودن ازدواج موقت، حرام ندانستن هنرهاي سمعي و بصري و پيكر تراشي و مواردي از اين قبيل، نزد شيعيان بوده است.
خشونت هاي افراطي سنی های متعصب از يكسو و نيازهاي اساسي عصر حاضر از سوی دیگر، باعث شده است كه علماي سني در مصر، اردن، يمن، مراكش و عربستان در يك عقب نشيني آشكار در اين موضوعات، شيعيان را تأئيد كنند. البته فقه مالكي تا حدودي در اين گونه مسائل ميانه رو تر از فقه حنبلي بوده است، به طوري كه در مراكش، توسط يك كميته ی پانزده نفره و متشكل از علماي آن كشور، پس از تعديلات و اصلاحات فراوان، قانونی جدید تصويب شد که در مورد زنان تا حدودي به فقه شيعي نزديك است. اما به تازگي و سرانجام پس از قرن ها، مجتمع فقهي اسلامي (اهل سنت) که هماهنگ کننده ی امور شرعي جهان سنی است، نيز موضوع اصلي هجدهمين گردهمايي خود در مكه را به مسئله ازدواج موقت (ازدواج مسيار و ازدواج به شرط طلاق) اختصاص داد.
بنا به نوشته ی روزنامه ی « الشرق الاوسط » مؤرخ 14 آوريل 2006 در اين گردهمایی با توجه به اين كه ازدواج مسيار (موقت) عملاً در كشورهاي عربي رايج شده است،اين نوع ازدواج رسماً مجاز اعلام گردید.
به تازگي، تعدادي از علماي اهل سنت اعلام كرده اند كه خليفه ی دوم، سنت خدا و پيامبر را حرام كرده است و اين حرمت، جايگاه شرعي و قانوني نداشته است. از جمله فقیه سني سلفي مصري، به نام صالح ورداني در كتابي بنام «ازدواج متعه حلال است» نوشته است: دلايلي بر تحريم ازدواج موقت و نيز دلايلي بر تأئيد آن وجود دارد. اما دلايلي كه در تأئيد وجود دارد، محكمترند؛ زيرا همه ی آنها به پيامبر اعظم منسوبند؛ در حالی که دلايل ابطال، به خليفه ی دوم و صحاح سته منسوب هستند.
وي در استدلال هاي خود، به فقه شيعه نزديك شده و بطور ضمني، احاديث شيعه را در مورد ازدواج موقت صحيح دانسته و ادله ی فقهايي كه در نسخ آن، سخن گفته اند را با نقد و بررسي فقهي رد كرده است.
اين نخستين بار است كه يك مفتي سني وارد مباحث و مفاهيم بنيادين در رفتارشناسي جنسي مانند آموزش و تربيت جنسي، جنسيت يا تمايل جنسي، هويت جنسي، نقش امورجنسي، حدود و ثغور آموزش و تربيت جنسي قبل از ازدواج مي شود و درباره ی آنها كند و كاو مي كند. پيش تر، علماي سني از ازدواج، فقط وظيفه ی توليد نسل را تبليغ مي كردند و بحث در مقوله هاي روانشناسي آن را مردود مي دانستند.
فقيه دیگری به نام عبدالمحسن العبيكان از سعودیه نيز در تأئيد ازدواج موقت، حكم صادره كرده است. گزارش كامل اين فتوا در روزنامه ی « الشرق الاوسط » 31 مارس2006 چاپ شده است.
بسیاری از علماي سني كه به طور قاطع، استفاده از وسايل پيشگيري از بارداري، شاغل بودن زنان و مجسمه سازی و تصوير سازي را و همچنین ازدواج موقت را حرام مي شمردند، به تازگي، در يك عقب نشيني آشكار، به حلال بودن آن حكم كرده اند و در اين مورد نيز علماي مصر، پيش قدم بوده اند.
بگذارید برایتان خاطره ای نقل کنم. من چند سال پیش که به مناسبت کاری چند سفر به دبی داشتم، با یک ایرانی سنی مذهب به نام عبدالله آشنا شدم که بسیار به من محبت کرد و به دلیل سالها اقامت در آن دیار راهنمای خوبی برای انجام کارهای اداری من بود. یک شب که در لابی هتل نشسته و نسکافه می خوردیم، سفره ی دلش باز شد و از زندگی و مشکلات خانوادگی خود گرفته تا بعضی از ارتباط های باصطلاح عاشقانه ی خود با زنان آن دیار حکایت ها کرد.
من ضمن اینکه در بسیاری از مشکلاتش با وی همدردی و کمک فکری کردم و به عنوان مشاوری امین، از بیان مشورتی آنچه می دانستم دریغ نکردم. با این حال احساس می کردم باید رسم رفاقت را کاملاً به جا آورم و به همین جهت به وی گفتم: در ضمن سعی کن ارتباط های جنسی خویش را در قالب ازدواج موقت برقرار کنی تا حداقل اینکه دچار گناه و معصیت الهی نشوی.
عبدالله با تعجب نگاهی به من کرد و گفت: مگر نمی دانی که صیغه در مذهب ما حرام است؟ خوش به حال شما شیعه ها که می توانید از این حکم استفاده کنید.
من خندیدم و گفتم: در مذهب شما زنا حرام نیست؟ تو که داری مرتکب حرام می شوی و به شکل غیر شرعی این کار را انجام می دهی، خوب می توانی با صیغه ی ازدواج موقت این کار را بکنی. اگر حق با شیعه بود که تو برد کرده ای و قیامت خود را از بین نبرده ای و اگر نه ، یعنی اینکه در اسلام چیزی به عنوان ازدواج موقت نداشتیم که برای تو فرقی نکرده است.
و ... بالاخره دوستمان با این استدلال راه و رسم و شرایط ازدواج موقت را از ما یاد گرفت.
ازدواج موقت دريك نگاه
بدون شك قانون ازدواج موقت به عنوان یک قانون حكيمانه ی الهي هم مثل بعضي از دستورات دیگر مانند قوانين تفاوت ارث بين زن ومرد، تعدد زوجات، قضاوت زنان و ده ها نمونه ی ديگر، با نگاه کوته بینانه، ساده نگرانه، سطحی و احساسی قابل جمع نیست و باید از دريچه نگاه كلان مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد. در این صورت است که خواهيم ديد موضوع، چقدر روشنفكرانه و مترقي است.
ازدواج موقت مانند ازدواج دائم یک تأسیس و نهاد حقوقی اسلامی است که مانند سایر نهادهای حقوقی احکام ویژه ی خود را دارد. همان طور که دوست عزیزی با عنوان « بدون نام » در کامنتی نوشته است ازدواج موقت از نظر ماهيت هيچ تفاوتی با ازدواج دائم ندارد و تنها در پاره ای از آثار حقوقی با آن متفاوت است.
در ازدواج موقت همانند ازدواج دائم، قرائت خطبه ی عقد نخستين شرط برای جاری شدن پيمان است. همچنين در لزوم تعيين مهريه نيز بين دو نوع ازدواج تفاوتی وجود ندارد با اين تبصره که در ازدواج موقت عدم ذكر مهر در عقد، موجب بطلان عقد است ولی در ازدواج دائم، عدم ذکر آن موجب بطلان عقد نمی شود. از نظر حضانت و نگهداری کودکان نيز بين دو ازدواج تفاوتی وجود ندارد و تأمين وسايل رشد و تربيت کودک در هر حال با پدر است. کودک در هر دو نوع ازدواج از آثار حقوقی يکسانی برخوردار است. مثلا از نظر ارث، نسب، رابطه ی محرميت و غيره رعايت عده و نيز پرهیز از داشتن رابطه ی جنسی با مردان ديگر (به هنگام برخورداری از شوهر) در هر دو ازدواج لازم است و داشتن رابطه ی نامشروع، در هر دو نوع موجب حرمت ابدی و مجازات يکسان برای متخلف می شود.
تفاوت اساسی ميان دو نوع ازدواج آن است که در ازدواج موقت بر خلاف ازدواج دائم، نفقه ی زن بر عهده ی مرد نيست؛ مگر اينکه در عقد شرط شده باشد.
همچنين در ازدواج موقت بنا به نظر مشهور، حق توارث بين همسران وجود ندارد.
از نظر پيشگيری از ايجاد نسل نيز در ازدواج موقت نياز به توافق همسران وجود ندارد و هر يک از آنها می تواند از بچه دار شدن جلوگیری کند؛ در حاليکه در ازدواج دائم اين امر نياز به توافق طرفين دارد.
در ازدواج موقت بر خلاف ازدواج دائم اصل بر قوامت و سرپرستی مرد در خانواده نيست و وضعيت بسته به قراردادى است كه ميان آنها منعقد می شود.
در ازدواج موقت مدت عقد کاملا معين و محدود است و به محض اتمام مدت، طرفين بدون صيغه ی طلاق از هم جدا می شوند و يا مدت عقد را تمديد می کنند.
این است که می توان به راحتی ادعا کرد که ازدواج موقت نمونه آسان ازدواج دائم است. آیا كسي می تواند قانون ازدواج دائم را زير سئوال ببرد؟ پاسخ به طور یقین منفی است. زیرا فلسفه ی آن، آنقدر روشن است كه كسي قادر به نفي آن نمي باشد . همين گونه است ازدواج موقت ، يعني ماهيت هردو يكي است و تنها تفاوت جوهري اين دو ازدواج آن است كه فلسفه ی ازدواج موقت به بديهي بودن ازدواج دائم نيست؛ يعني براي رسيدن به حكمت آن بايد دقت نظر بیشتری به كار برده شود. در درک ضرورت ازدواج دائم هیچ نيازی به تجزيه و تحليل وجود ندارد؛ لكن در ازدواج موقت با تجزيه و تحليل و استدلال عقلی مي فهميم كه نیازهای غریزی و میل به کامجویی جنسی موضوعی خطرناک و بحران زاست و راه برون رفت از این بحران هم تنها ازدواج موقت است و راه هاي ديگر يا به سركوب غرايز طبیعی انسان منجر مي شود و يا به بي مبالاتي جنسي و اين هر دو فاجعه ای زیانباری را برای فرد و اجتماع به ارمغان می آورد.
بنابراين به دلايل زير ازدواج موقت بهترين راه است:
الف- ازدواج موقت، رابطه ی جنسی مشروع و كوتاه مدت است كه در آن، زن و مرد با هم پيمان مي بندند و به طور اختصاصی از هم لذت مي برند. پس از پایان مدت مورد قرارداد نیز اگر خواستند تمديد و گرنه رابطه خویش را قطع مي كنند.
همین جا به بیان این ایراد می پردازم که گفته اند: در ازدواج دائم، زوجين از ابتدای پيمان زناشوئي بنا را بر دوام و پایدری می گذارند و خود را براي هميشه متعلق به هم می دانند و تصور جدائي از یکدیگر ندارند. اما از آنجا که پایه ی ازدواج موقت بر استواری و دوام نیست، زوجین نمی توانند عاشق هم باشند و آنطور که شاید و باید همدیگر را دوست داشته باشند.
اين ايراد وقتي وارد است كه بخواهيم ازدواج موقت را جايگزین ازدواج دائم كنيم و ازدواج دائم را منسوخ نمائيم. بدون شك هنگامي كه طرفين قادر به ازدواج دائم هستند و اطمينان كامل نسبت به يكديگر پيدا كرده اند و تصميم دارند براي هميشه متعلق به يكديگر باشند پيمان ازدواج دائم مي بندند.
ازدواج موقت از آن جهت تشريع شده است كه ازدواج دائم به تنهايي قادر نبوده است كه در همه شرائط و احوال رفع احتياجات بشر را بكند و انحصار به ازدواج دائم مستلزم اين بوده است كه افراد يا به رهبانيت موقت مكلف گردند و يا در ورطه كمونيسم جنسي غرق شوند. بديهي است هيچ پسر يا دختري آنجا كه برايش زمينه يك زناشوئي دائم و هميشگي فراهم است خود را با يك امر موقتي سرگرم نمي كند.
ضمن اینکه فلسفه ی تشریع ازدواج موقت عشق ورزی با آن مفهوم که در ازدرواج دائم وجود دارد، نبوده و نیست.
ب – هر چند هدف از ازدواج موقت تولید مثل نیست، اما فرزنداني كه محصول احتمالی ازدواج موقت هستند، ضمن آنکه تابع پدر بوده و هزینه ها و مخارجشان به عهده ی پدر می باشد؛ در برخورداري از حقوق انساني و اجتماعي نیز هيچ تفاوتي با فرزندان حاصل از ازدواج دائم ندارند و همگان باید با دیده ی احترام به آنان بنگرند. در حالي كه فرزندان ناشي از روابط نامشروع با مشكلات فراواني روبرو خواهند بود كه مهمترين آنها بحران هويت و شخصيت است كه سركشي، عصیانگری و بزهکاری آنان را در پي خواهد داشت.
ج - در ازدواج موقت اسلامی نيز مردان بايد مثل ازدواج دائم، كرامت انساني زن را رعایت كرده و از هرگونه برخورد ابزاري پرهيز نمايند. در واقع ازدواج موقت از به رايگان در اختيار قرارگرفتن زنان و دختران توسط فرصت طلبان جنسي جلوگيري كرده و مردان را ملزم مي كند كه حتماَ در ازدواج موقت مهريه ذكر گردد و گرنه عقد باطل است. در حالي كه در شيوه ی كمونيسم جنسي و آزادی مطلق کامجویی به كرامت زنان خدشه وارد مي شود.
در سايه ی ازدواج موقت است که هم زن و مرد از هم لذت مي برند و هم فرزندان حاصل از آن بلاتكليف نخواهند بود و هم كرامت انساني زنان محفوظ خواهد بود و پایمال هوی و هوس خودکامگان و سوء استفاده چی ها نخواهد شد.
پاسخ به يك سؤال
اكنون جا دارد این سؤال مطرح شود كه پس چرا ازدواج موقت با همه ی این اوصاف، حتی از سوي شيعيان مورد عنایت و توجه قرار نگرفته است؟ و از سوی زنان و دختران شیعه نیز استقبال نمی شود و آن را به نوعی تحقیر خود می شمارند؟
هر چند در پاسخ به این سؤال می توان به عوامل بسیار زیادی اشاره کرد اما به نظر می رسد که مهمترين آنها سوء استفاده هايي است كه توسط هوسرانان و باندهاي فساد زير نام متعه، صیغه و ازدواج موقت به عمل آمده است. ازدواج موقت براي مواقع عدم امكان ازدواج دائم است. آن هم با شرائط بسيار حساب شده اي كه حقوق و كرامت طرفين به نحو كامل حفظ گردد ولي متاسفانه با سوء استفاده از آن موجبات سوء ظن مسلمانان را فراهم کرده است. از اين رو آنان ترجيح مي دهند براي رهايي از دام هاي سر راه خويش به سمت آن نروند.
علاوه اینکه به قول شهید مطهری انتظار اينكه ازدواج موقت به اندازه ی ازدواج دائم مورد استقبال قرار گیرد، انتظار بي جا و غلطي است؛ زیرا فلسفه ی ازدواج موقت، عدم آمادگي يا عدم امكان طرفين يا يك طرف براي ازدواج دائم است و معلوم است که این عدم آمادگی یا عدم امکان ــ بخصوص در مورد دختران و پسران ــ کمتر اتفاق می افتد و ازدواج دائم بیشتر استقبال می شود.
این از یک طرف و از طرف دیگر نباید نقش تبليغات مسموم و منفی عليه اين حكم حكيمانه را نادیده گرفت. چیزی که در طول سالیان دراز باعث شده خودی ها هم از این راه حل اساسی متنفر شوند و آن را مخالف کرامت و اخلاق نیک بدانند و به جای برخورد عاقلانه و جلوگیری از بیراهه رفتن آن، صورت مسأله را پاک کنند.
برای نگارنده بسیار اتفاق افتاده است که هنگام بحث پیرامون این موضوع و بیان استدلال های متقن شرعی و عرفی، شنونده به ناگاه احساسی شده و پرسیده است: شما خودتان را جای کسی بگذارید که خواهر، دختر و یا مادرش را برای ازدواج موقت خواستگاری می کنند؛ آیا می توانید قبول کنید و آیا اصلاً تصور این مطلب برایتان سخت و غیر قابل قبول نیست؟
من در پاسخ این دوستان همیشه گفته ام: اینکه من قبول می کنم یا نمی کنم هیچ ربطی به اصالت و حقیقت این حکم در اسلام ندارد. زیرا چه بسا ممکن است من هم مانند دیگران تحت تأثیر تبلیغات سوء یا حتی کژرفتاری هایی که در این زمینه دیده ام قرار گرفته باشم. درست مثل اینکه کسی دختر من را به عنوان همسر دوم خویش از من خواستگاری کند، آیا اگر من قبول نکنم به معنای درست نبودن این ازدواج است؟
سپس آنان را مورد سؤال قرار می دهم که اگر انسان خواهر یا دختری دارد که به هر دلیل امکان ازدواج دائم ندارد و هیجانات غریزی او ــ هر چند به من و شما هم نگوید ــ قابل انکار نیست. در این صورت آیا می توان به خاطر تعصبات نابجا و نفرت از متعه و ازدواج موقت، او را رها کرد تا برای ارضای خویش دچار حرام و گناه و خودارضایی گردد و اینکه به خاطر ترس از من و شما، مخفیانه ارتباطی برقرار کند و در دام مردانی پلید و هوسران یا باندهای فساد قرار گیرد و با انواع بیماری های جسمی و روحی روبرو شود؟ از نظر شما این بهتر است یا اینکه تعصبات موهوم و غیر دینی را کنار بگذاریم و زیر نظر خودمان ارتباط مشروع وی با مرد ی نیازمند و پاک را بپذیریم .. همانطور که در ازدواج دائم می پذیریم.
من اعتقاد دارم اگر ازدواج موقت در اثر تبلیغات و سوء استفاده ی گروهی از خدا بی خبر چنین قبیح و ناپسند جلوه داده نمی شد، امروزه شاهد چنین واکنش های منفی ــ که متأسفانه حتی در خانواده های مذهبی می بینیم ــ نبودیم و در این صورت و با اجرای این سنت الهی، هرگز اینگونه دست و پا بسته به تماشای ناهنجاری های اخلاقی و فساد اجتماعی نمی نشستیم.
اکنون نیز بر دولت اسلامي است كه با جلوگيري از باندهاي فرصت طلب فساد، به داد دختران و زنان معصوم بي شوهر برسد وبر نخبگان و اندیشمندان حوزه ی علوم انساني در حوزه و دانشگاه لازم است در تشريح فلسفه ی ازدواج موقت از همه ظرفيت هاي خود استفاده نمايند و قبح نابحق آن را از بین ببرند. عامه ی مسلمانان هم موظفند به جاي پاك كردن صورت مسأله و به جای مقابله و مخالفت با علما و دانشمندانی که در صدد اصلاح امور اجتماع هستند، با خردورزي و متانت، آنان را از پشتيباني هاي قولي و عملي خود در نهادينه كردن ازدواج موقت ــ البته به شکل درست ــ برخوردار نمايند.
و یک هشدار جدی ...
در پایان و علیرغم تمام طرفداری که از این حکم اسلامی کرده ام باید این نکته را نیز عرض کنم که با سایت ها و نشریات و یا اطلاعیه هایی که در زمینه ی ازدواج موقت فعالیت می کنند و بعضاً در پی ایجاد ارتباط بین خانمها و آقایان هستند، کاملاً مخالفم و بسیاری از این اقدامات را ترفندهای غیر اصولی برای همان سوء استفاده هایی که تا کنون باعث قبح ازدواج موقت شده است، می دانم. بنابر این به عنوان یک هشدار به همه ی دوستانم توصیه کرده و می کنم که نه تنها به این نوع روش ها اعتماد نکنند و داستان های ساختگی آنها را باور نکنند که حتی برای دیدن و خندیدن به آنان سراغ وب سایت ها یا نوشته هایشان نروند که از قدیم گفته اند: چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟
شاد و سر بلند باشید
