128- عزای مادرمان زهرا
دوستان ..
جوانی سر به دیوار گذاشته و دارد های های
گریه می کند بی تفاوت رد نشوید ..
می دانید موضوع چیست ؟
او حسین است که از جانب پدرش علی آمده است از سلمان
فارسی برای کمک در تشییع و دفن مخفیانه ی زهرا دعوت کند ..
اما بمیرم ... گریه امانش نمی دهد ..
حالا .. چرا نصف شب ؟
+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 18:42  توسط سید محمد رضا واحدی
|
