62- تلمود
سلام دوستان ..
امروز در سومین روز ماه مبارک رمضان داشتم جزء سوم قرآن را می خواندم، به آیه ی 75 سوره ی آل عمران رسیدم. با این که بارها این آیه را تلاوت کرده ام اما این بار، بیش از گذشته توجه من به آن جلب شد. مطلب جالبی در این آیه وجود دارد که بد نیست کمی در این باره ی آن صحبت کنیم. ابتدا عین آیه و ترجمه ی آن را می آورم..
و من اهل الکتاب من ان تأمنه بقنطار یؤده الیک و منهم من ان تأمنه بدینار لا یؤده الیک الا ما دمت علیه قائماً ذلک بأنهم قالوا لیس علینا فی الامیین سبیل و یقولون علی الله الکذب و هم یعلمون
ترجمه: در میان اهل کتاب کسانی هستند که اگر ثروت زیادی را به امانت به آنان بسپاری به تو باز می گردانند و کسانی ( نیز بر عکس ) هستند که اگر یک دینار به آنان بسپاری به تو باز نمی گردانند مگر آنکه بالای سر آنها ایستاده ( و بر آنها مسلط ) باشی. این به خاطر آن است که که آنها می گویند ما در برابر امیین ( غیر اهل کتاب ) مسئول نیستیم. آنها به خدا دروغ می بندند در حالی که می دانند.
مفسران شأن نزول این آیه را در مورد دو نفر یهودی به نامهای عبدالله بن سلام و فنحاص می دانند. اولی فردی امین و درستکار بود که چون یکی از ثروتمندان 1200 اوقیه ( هر اوقیه معادل 7 مثقال ) طلا نزدش به امانت گذارد، به موقع همه ی آن را به صاحبش بازگرداند.. ولی دومی یعنی فنحاص در یک دینار طلا که یکی از قریشیان نزدش امانت گذارده بود، خیانت کرد.
هر چند مناسبت نزول این آیه، ماجرای فوق بوده ولیکن آنچه مسلم است اینکه قرآن کریم بنای قصه پردازی ندارد.. و اگر هم به مناسبتی خاص، آیه ای نازل می شود می توان از آن استفاده ای عام کرد و به عنوان یک رهنمون کلی برای همیشه در نظر گرفت. در این آیه نیز به یک اصل کلی اعتقادی در میان گروهی از یهود اشاره می کند .. و آن این است که این خیانت به خاطر آن است که آن ها معتقدند که خوردن مال غیر یهودیان گناه ندارد و حرام نیست.
از این آیه می توان فهمید که تنها عده ای از آنان درستکار و امانتدار هستند. گروه دیگری در میان آنان وجود دارند که دزدی، ربا خواری، غصب و انواع بهره های نامشروع مالی را فقط در مورد یهودیان حرام می شمارند و نسبت به غیر یهود، نه تنها آن را جائز که بعضاً واجب نیز می دانند.
مطلب آیه ی فوق را می توان به عنوان یک پیش بینی توسط قرآن به حساب آورد. زیرا هر چند یهود به ظاهر یک دین و مکتب بوده است و در زمان نزول قرآن کریم تفاوتی میان یهودیان نبوده است اما این تفکر و اعتقادی بوده است که وجود داشته و بعدها به صورت آئین دینی آن عده از یهودیان تدوین شده است.
این یهودیان بر این باورند که در کنار کتاب آسمانی تورات، روایات و احادیث شفاهی وجود دارد که خاخام ها نسل به نسل و سینه به سینه به یکدیگر منتقل کرده اند. اما در سال ۱۵۰ میلادی خاخام یوزفوس به منظور حفظ و صیانت این دستورهای شفاهی و فتاوای متشرعین یهود، آن را در مجموعه ای به نام « میشنا » تدوین کرد. بعدها خاخام های دیگر چیزهایی بدان اضافه و بعضاً بر مطالب آن حاشیه هایی یادداشت کردند که تحت عنوان « گماره » اشتهار یافت. مجموعه ی این نوشته های مدون در دو بخش میشنا و گماره، کتاب « تلمود » را تشکیل می دهد که نزد بعضی از یهودیان، جایگاهی کمتر از تورات ندارد. چه آنکه خاخام ها نیز معصوم هستند و کلامشان عین وحی است.
آنچه حقیر در این سطور آورده ام حاصل تحقیقی دو ساله و استفاده ار منابع گوناگون از جمله منابع اصیل یهودی است که به خاطر اختصار تنها خلاصه و حاصل بحث را مطرح کرده ام و در صورت لزوم همه ی تحقیقات و منابع و حتی کتابی که در این زمینه تألیف کرده ام، قابل ارائه هستند.
به هر حال نظام حقوقی تلمود را می توان یک نظام کاملا جامع، طرفدار تمرکز قدرت و قابل توسعه ی نامحدود و البته بدون تغییر در مبانی متعصبانه اش توصیف کرد. هر یک از شئون زندگی یهودیان اعم از فردی و اجتماعی مملو از تحریم ها و تنبه هایی است که معمولاً با ذکر جزئیات کامل در مورد هر گناه یا تخلف از قوانین پیش بینی شده است.
بگذریم.. بحث به درازا کشید .. اینک نمونه هایی از دیدگاه تلمود و یهودیان تلمودی از جمله صهیونیست ها را در باره ی موضوعات گوناگون تقدیم حضورتان می کنم:
خداوند در تلمود
تلمود معتقد است كه خداوند پس از عذاب يهوديان وتخريب هيكل پشيمان شد و گفت : واي بر من كه خودم
با صراحت دستور دادم خانه ام ويران گردد ، هيكل سوزانده و فرزندانم تار و مار شوند .
در ديدگاه تلمود ، عصمت از ويژگي هاي خداوند نيست ، زيرا يك بار خداوند بر بني اسرائيل خشم گرفت، پس جنون بر او تسلط يافت وقسم ياد كردكه آنان را از زندگي جاويد ، محروم سازد . اما پس از آرامش، پشيمان شد و سوگند خود را عمل نكرد زيرا دانست كه بر ضد عدالت رفتار كرده است .
تلمود مي گويد: همان طور كه خداوند مبدأ خير است ،مبدأ شر نيز هست او به انسان سرشت بد عطا كرد وآنگاه شريعتي برايش مقرر داشت؛ ولي انسان، به خاطر داشتن سرشت بد، نمي تواند به مقتضاي شريعت الهي عمل كند. بنابراين همیشه بین دو راهي متحير باقي مي ماند و سبب همه اين كارها فقط خدا ست .
روح يهوديان
از ديدگاه تلمود، روح يهوديان بر ارواح ديگر اقوام امتياز دارد زيرا یهود جزئي از خداست؛ همان طور كه فرزند، جزئي از پدر است .
بخش هايي از تلمود كه قبلاً از روي تقيه، حذف شده بود پس از تأسيس دولت اسرائيل و احساس امنيت خاخام ها در چاپ هاي جديد آمد. حال هر كسي به راحتي مي تواند اين عبارات را در اين كتاب ها بخواند (و بچه هاي يهودي هم همين طور آموزش مي بينند ) كه به يهوديان اين گونه دستور مي دهد: هنگامي كه از كنار گورستان عبور مي كنيد، اگر متعلق به يهوديان است، دعاي خير نثارشان كنيد و اگر متعلق به غير يهوديان است بر والدينشان لعنت بفرستيد .
سيطره ی يهود
تلمود صراحت دارد كه بر يهودي واجب است تمام تلاش خود را به كار گيرد که ديگر امت ها بر زمين سيطره نيابند، تا سلطه تنها در اختيار يهود قرار گيرد و تا وقتي كه يهود، داراي سلطه و سيره نباشند، در شمار اسيران وتبعيد شدگان هستند. بنابراین يهود همواره با ديگر امت ها در جنگ است تا آنكه ثروت جهان و حكومت بر همه ی دنیا به آنها منتقل شود، آنگاه هست كه مردم گروه گروه به آيين يهود وارد مي شوند .
غير يهودیان در تلمود
بايد پذيرفت كه تلمود وساير كتب مربوط به آن ـــ جداي از ضديت با غير يهوديان كه در سرتاسر آن به جشم مي خورد ـــ محتوي اظهارات و احكام اهانت آور زيادي به ويژه عليه مسيحيت است. به عنوان مثال، علاوه بر يك رشته اتهامات جنسي سخيف عليه مسيح، در تلمود آمده است كه مجازات مسيح در جهنم، فرو بردن او در نجاست جوشان است.
در تلمود، ارزش فرد اسرائيلي (بني اسرائيل) نزد خداوند از فرشتگان بيشتر است ويهودي جزئي از خداست. پس اگر يك فرد غیر یهودی (امي) یک فرد اسرائيلي را كتك بزند گويي عزت الهي را زده است. تفاوت بين يهودي و غير يهودي به اندازه تفاوت بين انسان و حيوان است. يهودي مي تواند در اعياد به سگ غذا بدهد ولي اجازه ندارد غير يهودي را اطعام كند. تنها يهوديان، ملت برگزيده اند و ديگر ملت ها حيواناتي بيش نيستند.
در تلمود، روايت است كه وقتي بخت النصر دختر خود را براي ازدواج به يكي از رهبران يهود تقديم كرد، آن رهبر گفت: من يهودي هستم نه حيوان .
غير يهود ، هر چه باشد دشمن است و تلمود اجازه نمي دهد كه يهوديان نسبت به دشمنان، با رحم و شفقت رفتار كنند .
نزد يهوديان ، جان غير يهودي ارزشي ندارد. تلمود ميگويد: بر يهودي حرا م است كه غير يهودي را از هلاكت نجات دهد يا از چاهي كه در آن گرفتار شده است بيرون آورد. خاخام ميمونيدس مي گويد: اي يهودي! اگر ديدي كه غير يهودي در معرض خطري قرار گرفته يا در حال غرق شدن است، نجات دادن او بر تو حرام است.
تلمود به بني اسرائيل اجازه مي دهد كه با ديگران با فريب و نيرنگ رفتار كنند و يهوديان را از انفاق و سلام به ديگران، مگر هنگام ترس از آنان منع مي كند.
يهود و مالكيت
از آنجا كه يهوديان اجزاي خدا هستند، پس به نمايندگي از سوي خداوند، مالك همه زمين مي باشند. در تلمود، بني اسرائيل چون بانوي منزل است كه شوهرش پول در مي آورد و او بدون آن كه در كار و تلاش، به شوهر كمك كرده باشد، آن را خرج مي كند. پس امي ها ( غیر یهودیان ) بايد كار كنند و يهوديان از كار آنان بهره ببرند .
در تلمود، سرقت مال غير يهودي توسط يهودي اشكالي ندارد، زيرا در حقيقت استرداد اموال يهود از دست غاصبان آن است. در وصاياي موسي آمده است: مال نزديكان را به سرقت مبر..
علماي تلمود، اين وصيت را چنين تفسير مي كنند كه نزديكان، به معناي يهوديان است؛ پس مي توان مال غير يهودي يعني غير نزديكان را سرقت كرد .
اينها عواملي است كه يهود را به ثروت جهان مي رساند. از جمله ی اين عوامل كه تلمود آن را مباح دانسته است، كلاهبرداري يا غش است كه مي تواند در معامله با غير يهود استفاده شود. خاخام رشي مي گويد: براي يهودي جايز است كه در معامله با ديگران غش كنند و براي او قسم دروغ ياد نمايد. زيرا سوگند براي غير يهود، اصلاً سوگند محسوب نمي شود و گويي انسان براي حيوان سوگند ياد مي كند . يهودي مي تواند در برابر غير يهوديان به ويژه در محاكم قضايي يا هنگام مواجهه با دشمن قوي، سوگند دروغ ياد كند.
تلمود، روزي را تحت عنوان «روز بخشايش عمومي » باب كرده است كه گناه يهوديان در طول يكسال و به ويژه سوگند دروغ، در آن روز بخشيده مي شود.
از جمله ی اين عوامل عدم بازگرداندن اشياء مفقوده است. در تلمود امده است: اگر يهودي، مال گمشده ی غير يهودي را به وي بازگرداند، خداوند گناهش را نمي بخشد.
ربا نيز از همين عوامل است كه تلمود، گرفتن ربا از غير يهوديان را نه تنها جايز مي داند كه مي گويد: يهودي اجازه ندارد به غير يهودي، جز به ربا قرض بدهد .
بر طبق اغلب منابع تلمود، گرفتن هر چه بيشتر ربا از غير يهوديان وظيفه ی ديني هر يهودي است .
زنان غير يهودي
موسي پيامبر (ع) گفته است: به همسر نزديكانت ميل مكن چه آنكه هر كس با زن نزديكان زنا كند، سزاوار مرگ است.
اما تلمود، نزديكان را تنها يهودیان مي شناسد، بنابراين تجاوز به همسران غير يهود جايز است. خاخام رشي معتقد است: اگر يهودي به زنان غير يهود تجاوز كند، مرتكب گناه نشده است. زيرا عقد ازدواج غير يهود فاسد است و زني كه از بني اسرائيل نيست، مانند حيوان چهار پاست و عقد حيوانات، وقوع خارجي ندارد و ازدواجی تحقق نیافته است.
خاخام ميمونيدس نيزبراين باور است كه يهوديان مي توانند به زنان غير مؤمن يعني زنان غير يهود، تجاوز كنند.
به هر حال غرض این بود که بخشی از نگرش یهودیان تلمودی و صهیونیست ها به ما و دیگر مردم جهان برایتان روشن شود .. چنین است که منشأ و آبشخور رفتار وحشیانه و غیر انسانی صهیونیزم در سرزمین فلسطین و دیگر اماکن تحت نفوذ خویش برای انسان روشن می شود.
امیدوارم از این مطلب طولانی خسته نشده باشید؛ مطلبی که معتقدم هنوز یک دهم آن را هم نشکافته ام.
انشاء الله اگر حیاتی باقی بود و حوصله ای برقرار و داوطلبی برای این بحث وجود داشت همزبان با روز جهانی قدس نیز مطلب دیگری خواهم نوشت ................انشاء الله
