109- غدیر

ندیده ... بعثت را ایمان آوردیم
و ندیده ... غدیر را پیمان بستیم
و برآن باقی ماندیم
و ندیده ... عاشورا را گریستیم
و خونمان همیشه به جوش است از ندیدنش
کاش بودیم و ...
و اکنون نیز از فراق عشقی ندیده می سوزیم
و در انتظاری غریب بی تابیم
کاش باشیم و ...
ندیده ... به بعثت و غدیر و عاشورا یقین یافتیم ..
ندیده .. باور کردیم صمیمانه آنچه را گذشت
و آنچه را خواهد بود نیز...
خدایا ! مباد که نبینیم
حجتت را
خلاصه ی بعثت را
عصاره ی غدیر را
و ثائر عاشورا را
خدایا ! روا مدار که دیگر ...
او را ندیده بمیریم
روا مدار ... خدایا

