54- روز جهانگردی

 

   

             ....  یک درد دل ساده به مناسبت فردا که روز جهانی جهانگردی است... به دل نگیرید

 

                                                                 ***

  

   چرا با اينكه كشور ما از نظر داشتن جاذبه هاي توريستي در رديف ده كشور اول دنياست، اما از نظر صنعت توريسم و در آمد حاصل از آن، در بين هشتادمين تا نودمين كشور دنيا قرار دارد؟

  

   چرا با اينكه همه ي کشورهای دنيا بخش مهمي از بودجه ي خود را بر پايه ي در آمد هاي اين صنعت مي بندند و به گفته ي كارشناسان، صنعتي است كه درآمدی بيشتر از نفت  دارد. . . ما هنوز در اين صنعت در جا مي زنيم؟

  

   چرا با اينكه باز هم به گفته ي كارشناسان، صنعت توريزم از صنايعي است كه بيشترين رقم اشتغال را به خود اختصاص مي دهد ؛ به گونه اي كه به ازاي هر توريست، حد اقل هشت شغل در كشور مقصد فراهم مي آيد. . . و چرا با اينكه  ما مشكل اشتغال داريم، كمتر به اين صنعت بها مي دهيم؟

 

   « آيا شما تاكنون آب خوردن دسته جمعي فيل ها را ديده ايد؟ براي ديدن اين منظره باشكوه ، با سفارتخانه هاي ما در سراسر دنيا تماس بگيريد . . .»

   اين متن يك آگهي تبليغاتي بود كه چند سال پيش در روزنامه هاي مختلف كشورمان با تصويري رنگي از آب خوردن فيل ها  در هندوستان و به اندازه 4/1 صفحه ی روزنامه ها در چند روز منتشر مي شد.

 

     اين يعني چه؟

 

   يعني اينكه كشورهاي دنيا براي تحول در صنعت گردشگري خود و جذب هر چه بيشتر گردشگران و در نتيجه، افزايش منابع مالی و  اعتباري و نتايج حاصل از آن به منظور توسعه ي همه جانبه كشورشان ، اقدام به برنامه ريزي هاي مشخص و تدوين راهبردهاي اساسي كرده اند و از هيچ ، همه چيز مي آفرينند.

 

   جاي دور نرويم. در همين آسيا، نه... در همين خاورميانه و همسایگی خودمان     مگر تركيه چه دارد كه بيشترين سهم بودجه اش را درآمدهاي ناشي از صفت توريزم به خود اختصاص داده است؟

    من در ژانویه سال  ۲۰۰۰   در دوبی بودم ... شنیدم شيخ امارات متحده عربي  اعلام كرده  كه ما بيش از 90% از بودجه کشور را بر مبناي در آمد از همين صنعت بسته ايم و تا یکی دو سال ديگر، دیگر بر درآمدهاي نفتي تكيه نمي كنيم. مگر امارات عربی به جز يك ساحل- كه آن هم در زيبائي و آراستگي طبيعي هرگز به پاي سواحل كيش خودمان نمي رسد- چه دارد؟

 

    من معتقدم بخشی از این ماجرا به تبلیغات دشمنان علیه ما بر می گردد. من که خود زمانی دست اندر کار این صنف بوده ام خبر دارم که آنان همواره و با انواع ترفندها کشور عزیز و مردم فرهنگ دوست ما را به عنوان کشوری نا امن و مردمی خشونت طلب و مخالف گردشگری معرفی می کردند و توریست های جهان را به عدم مسافرت به ایران دعوت می نمودند.

  

   این نکته جای انکار ندارد... اما باز معتقدم که  افراط و تفریط خودمان در نگرش به صنعت گردشگری در کشور نیز تأثیر بسیار بیشتری در این نابسامانی و عدم انسجام در برنامه های مربوط به آن داشته است. تند روی ها  و همینطور کند روی هایی که در سامانه های گوناگون و نهادهای تصمیم ساز و تصمیم گیر در کشور ، صنعت توریزم ما را به این حال و روز انداخته است.

  

   نهادهای دخیل در این ماجرا از وزارت خارجه گرفته تا وزارت ارشاد ، وزارت اطلاعات ، وزارت دارایی و اداره ی گمرکات ،  وزارت کشور، نیروی انتظامی و اداره ی اماکن، سازمان میراث فرهنگی و دیگر واحدهای ریز و درشت دیگر ، هر کدام با سیاست و نگرش خاص خود به این ماجرا نگاه می کنند...  و چه بسا این دیدگاه ها بعضاً با یکدیگر تضاد و تعارض نیز داشته باشند.

 

   اینجانب، حدود پائیز   1376  یعنی در  ابتدای دوره ی اول  ریاست جمهوری آقای خاتمی ــ  با توجه به اینکه در این راستا مسئولیتی صنفی و نه دولتی داشتم  ــ  خدمتشان رسیدم و با تشریح نگرش های افراط  و تفریط  گرایانه عرض کردم که این روا نیست که تعریف ما از توریست کسی باشد که تنها به منظور فساد و فحشا و ... به کشورهای دیگر سفر کند... و بر فرض که عده ای هم چنین باشند، اینان ضمن آنکه معرف  تمام جامعه ی توریستی در دنیا نیستند، خود آگاهند که بدین منظور نمی توانند به جمهوری اسلامی ایران  سفر کنند.

 

   علاوه بر این، تا وقتی جزایر پاتایا،  سواحل هاوایی و لارناکا و کشورهای بدنامی چون تایلند و ...  وجود دارند، آیا می توان باور کرد که کسی با این  هدف، به کشورمان مسافرت کند؟ بنابر این عقلایی و به صلاح کشور نیست که  تا نام توریست بیاید عده ای برآشوبند و ...    از سوی دیگر این نگرش نیز درست نیست که  به انگیزه ی جلب توریست و کسب درآمد ، از اصول و فرهنگ اسلامی و سنتی خویش دست بشوئیم و دروازه های کشور  را  بدون رعایت شرایط لازم، بر روی هر کس و ناکسی به طور مطلق و کامل باز  نگهداریم.

 

      اما بر این باوریم که کشور ما جاذبه هایی دارد که توریست های واقعی و علاقمندان به آن جاذبه ها با سر و جان بدین سو روی می آورند و دغدغه ی ممنوعیت بی حجابی و بی بند و باری را هم ندارند ... چه آنکه حاضرند برای دیدن  آنچه بدان علاقه دارند، محدودیت ها و قوانین ما را رعایت کنند. مگر ما در کشورهای دیگر این محدودیت ها را رعایت نمی کنیم؟

 

   آری ... در این کشور تمام نعمت های  خدادادی  ــ  که بعضی از کشورها در آرزوی داشتن یکی از آن ها هستند  ــ  از آب و هوا ...  و تنوع شرایط جوی در یک زمان و کوه و صحرا  و  کویر گرفته تا آثار باستانی و اماکن زیارتی و مقدسی ... که هر کدام، مشتری ها  و  طرفداران خود را به سمت و سوی خویش جذب می کند و خوشبختانه تعداد این طرفداران هم بسیار زیاد هستند.

 

   سپس پیشنهاد هایی به آقای خاتمی  ارائه کردم که تنها یکی از آن ها و البته نه به آن شکل و محتوایی که باید باشد عملی گردید ... و آن این بود که سازمانی به نام سازمان ایرانگردی و جهانگردی یا به نام سازمان سیاحتی زیارتی تأسیس شود که همه ی مبادی مربوطه که ذکرشان رفت در آن نمایندگانی داشته باشند و مسایل مربوط به این صنعت ، و ضمن تدوین  یک استراتژی روشن و برنامه های مرتبط با آن ، در امور اجرایی نیز با ایجاد وحدت نظر و رویه ،  دستورات لازم را به همه ی نهادهای ذیربط  ابلاغ کند.  البته لازمه ی این سازمان این است که مستقیماً زیر نظر رئیس جمهوری اداره و مسئول آن به عنوان معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان معرفی شود.

 

   این سازمان  ــ  البته نمی خواهم بگویم به پیشنهاد من ــ  در سال های اخیر با ادغام سازمان سیاحتی زیارتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سازمان میراث فرهنگی  تأسیس و راه اندازی شد ولی نتیجه ؟ ...... نمی دانم.

 

31- موسيقي سنتي

 

سلام

امروز در اخبار ساعت ۱۴ سيما اعلام كردند كه مراد نياز اف رييس جمهوري تركمنستان به طور رسمي استفاده از آلات موسيقي خارجي و نواختن انواع موسيقي خارجي ( غربي ) را در مناسبت ها و كنسرت ها ممنوع كرده است.

همين كه اين خبر  را شنيدم با خود گفتم حتما براي مراسم رسمي و آنچه زيربناي موسيقي تركمني را تهديد مي كند، ممنوع شده است .. اما جالب است بدانيد كه در ادامه ي خبر آمده بود كه حتي براي محافل عروسي و ساير جشنها و بزم ها نيز ممنوع اعلام گشته است.

وي اعلام كرده است كه اين اقدام و اين ممنوعيت براي جلوگيري از كمرنگ شدن موسيقي اصيل تركمني و تداخل آن با آنچه كه با فرهنگ تركمني سازگاري ندارد، اعلام كرده است.

باور كنيد كه به حال خودمان تأسف خوردم و بر احوال زار خود خود گريستم ... و در دل به متوليان فرهنگي كشور كلي دعا كردم كه اي كاش با اين همه ادعاي فرهنگ مداري، حد اقل در همين حد به فكر امور فرهنگي اعم از امور كتاب، سينما، تئاتر، رسانه، موسيقي و ... باشند.

فعلا در زمينه هاي ديگر مجال سخن ندارم و آن را به فرصتي ديگر وا گذار مي كنم... اما در همين زمينه ي موسيقي ببينيم در اين سال هاي آخرين چه بلايي به دست خود بر سر موسيقي سنتي و اصيل كشورمان آورده ايم؟

امروز غربتي كه موسيقي سنتي ما در آن به سر مي برد، چيزي است كه در تاريخ ايران سابقه نداشته است. حتي در زمان شاه كه در همه ي امور فرهنگي تحت تأثير مراودات دوستانه ي غرب بوديم، موسيقي ايراني اي قدر مهجور و مظلوم قرار نگرفته بود.

رواج آلات موسيقي غربي چون گيتار و ارگ و كيبورد و ... در كنار سبك هاي غربي مثل پاپ كه دست آورد پاپتي هاي فرانسوي و چيزي براي تكدي متكديان مدرن غربي در كوچه و بازار، چه معنايي دارد؟

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان تبليغات و ساير متوليان مثل صدا و سيما به كجا مي روند؟ آيا همين كه بگوييم خوب اين ها هم مخاطبان خاص خود را دارد، براي نه تنها جلوگيري نكردن از آنها كه حتي ترويج آنها را توجيه مي كند؟

اگر چنين است بايد توجه داشته باشيم كه خيلي چيزها هست كه مخاطبان خاص خود را دارد، آيا ما مي توانيم با اين ديدگاه به آنها بپردازيم؟ اگر چنين است پس چرا ... ؟  و چرا مخاطبان عام و فرهنگ دوستان آگاه را كه تعدادشان هم بسيار بيشتر از آن عده از مخاطبان خاص است در نظر نمي گيريم؟

نوارها و كاست ها و سي دي هايي كه در اين اواخر با مجوز دولت راهي بازار شده است را مرور كنيد... تصديق مي كنيد بسياري از آنها حاوي موسيقي و حتي مضامين مبتذل است. واقعا آيا اين درخور يك ملت با فرهنگ و مدعي اصالت در همه ي زمينه ها هست؟

كاش فرهنگ مداران ما حد اقل به اندازه ي  سياست بازان تركمنستاني، به مسايل فرهنگي توجه داشتند و به آنها به طوز جدي مي پرداختند...

بگذريم ... كه در اين زمينه سخن بسيار است و مجال ... كم

             گل همان به كه له هر حرف نيندازد گوش      ورنه درد دل مرغان چمن بسيار است