141- مباحث ما در فرهنگسرای دانشجو
سلام دوستان
مدتي اين مثنوي يعني آپ كردن وبلاگ تاخير شد .. طاعات و عبادات قبول
در مباحثي كه شب هاي گذشته در فرهنگسراي دانشجو داشتيم، دو جلسه و نصفي را اختصاص داديم به بررسي تاريخي پدران پيامبر از حضرت آدم تا حضرت عبدالله... زيرا اين يك بحث ريشه اي در عقايد است كه آيا معصومان بايد از نژادي پاك و شايسته به دنيا بيايند يا اينكه نطفه هاي ناپاك و رحم هاي آلوده نيز مي توانند ــ معاذالله ــ پيامبري را بپرورانند؟
شيعه بر خلاف اهل سنت ، ناپاكي و آلودگي را در حق پدران و مادران پيامبران نيز روا نمي دارد و معتقد است كه رسول خدا و بلكه تمامي پيامبران بايد از نژادي شايسته، پدراني موحد و مادراني پاكدامن ولادت يافته باشند.
ما در اين چند شب با صرف نظر از اعتقاد و باور شيعي خود، نگاهي به پدران پيامبر اعظم داشتيم تا اين شجره ي طيبه را در بستر تاريخ نظاره گر باشيم و زمينه هاي تاريخي، وراثتي و ژنيتيكي پيدايش نور محمد صلي الله عليه و آله و سلم را بررسي كنيم.
حالا يك نگاهي به چندتا از اسلايدهاي ارائه شده در بحث بيندازيد. این توضیح هم لازم است که تمام آنچه در جلسه با اسلاید های مختلف که چند برابر این اسلایدها بوده، گفته شده است را نمی توان اینجا و در یک پست نوشت.
اين يك شماي كلي از پدران پيامبر...
دقت كنيم كه حضرت آدم نفر اول است و حضرت خاتم نفر ۴۷
داخل پرانتز ها مقدار عمر آنان است
۱- آدم (۹۳۰ سال ) ۱۳- شالخ ( ۴۳۳ ) ۲۵- ادد ۳۷- غالب
۲- شیث ( ۹۱۲) ۱۴- هود ( ۴۷۴ ) ۲۶- عدنان ۳۸- لوی
۳- آنوش ( ۸۱۵ ) ۱۵- فالغ ( ۲۳۹ ) ۲۷- معد ۳۹- کعب
۴- قینان ( ۹۱۰ ) ۱۶- آرغو ( ۲۳۹ ) ۲۸- نزار ۴۰- مره
۵- مهلائیل ( ۸۹۰ ) ۱۷- ساروغ ( ۲۳۰ ) ۲۹- مضر ۴۱- کلاب
۶- یرد ( ۹۶۲ ) ۱۸- ناحور ( ۲۴۰ ) ۳۰- الیاس ۴۲- قصی
۷- ادریس ( عروج ۵۳۶ ) ۱۹- تارخ( ۲۰۵ ) ۳۱- مدرکه ۴۳- عبدمناف
۸- متوشلخ ( ۸۸۷ ) ۲۰- ابراهیم ( ۱۷۵ یا ۲۰۰ ) ۳۲- خزیمه ۴۴- هاشم
۹- لمک ( ۸۰۰ ) ۲۱- اسماعیل ۳۳- کنانه ۴۵- عبدالمطلب
۱۰- نوح ( ۱۳۰۰ ) ۲۲- قیدار ۳۴- نضر ۴۶- عبدالله
۱۱- سام ( ۴۰۰ ) ۲۳- همیسع ۳۵- مالک ۴۷- محمد (ص )
۱۲- ارفخشذ ( ۴۰۵ ) ۲۴- اد ۳۶- فهر
البته از بابت بدی اسلایدها عذر خواهی می کنم چون از اسلاید به عکس تبدیلش کردم و موقع کوچک کردن آنها کیفیت خودش را از دست داد. اگر راهی بهتر هست دوستانی که بلد هستند یادم بدهند ممنون می شوم.
حضرت ابراهیم با ساره دختر عمویش هاران ازدواج می کند ولی ساره بچه دار نمی شود. سپس با هاجر که کنیز اهدایی فرعون مصر به ساره بود و خود ساره او را به ابراهیم بخشیده بود، ازدواج می کند و اسماعیل به دنیا می آید. پس از ولادت اسماعیل ساره از ابراهیم می خواهد که مادر و فرزند را دور از او و در شهر دیگری اسکان دهد. ابراهیم به فرمان خدا آنها را به وادی لم یزرع مکه می برد.
سال ها می کذرد و فرشتگانی که برای عذاب قوم لوط ( برادر زاده ی ابراهیم ) آمده بودند، سر راه مدتی را در خانه ی ابراهیم توقف می کنند و آنجا بشارت تولد اسحاق را به ساره می دهند.
اسحاق در 97 سالگی ابراهیم به دنیا می آید و به اسرائیل یعنی بنده ی خدا یا همان عبدالله لقب می یابد. همه ی بنی اسرائیل از طریق فرزندان دوازده گانه ی یعقوب بن اسحاق به او بر می گردند.
اسلاید بعدی این نسب را بیشتر روشن می کند.
ملاحظه می فرمایید اینکه می گویند ابراهیم پدر ادیان توحیدی است به خاطر همین است که هم اسماعیل و پیامبر اسلام به وی بر می گردند و هم تمام انبیای بنی اسرائیل که کم هم نیستند.

تاریخ نویسان در تعداد و اسامی افراد از حضرت آدم تا اسماعیل و از حضرت عدنان تا خود پیامبر هیچ تردیدی ندارند و تنها ابهامی که وجود دارد در تعداد و اسامی این زنجیره از قیدار فرزند اسماعیل تا عدنان می باشد. ما در این نسب به روایت ام سلمه از پیامبر استناد کرده ایم و بر اساس نقل او ردیف های 22 تا 25 را ذکر کرده ایم. اسلایدی که مشاهده می فرمایید مؤید ما در این انتساب است:

عبدمناف یعنی ردیف 43 و جد چهارم نبی اکرم سه فرزند دارد. هاشم و عبدالشمس دو برادر دو قلو و به هم چسبیده بودند که به وسیله ی شمشیر ( یعنی جراحی ) از هم جدا شدند. کاهنان و پیشگویان آن روز پیش بینی کردند که چون بین این دو برادر با خون جدایی ایجاد شده تا همیشه بین تبارشان جنگ و خون ریزی خواهد بود.
هر چند ما به این پیشگویی ها اعتماد و اعتقاد نداریم ولی این موضوعی بود که اتفاقاً صورت گرفت و بین دو تیره ی بنی هاشم و بنی امیه ( امیه فرزند عبدالشمس است ) همواره درگیری وجود داشته است. البته به گواهی تاریخ معمولا بنی هاشم انسان های مومن و صالح بودند و بنی امیه از روی حسادت به مقام و موقعیت و تبعیت از باطل با آنان درگیر می شدند.
دقت در شجره ی این دو برادر گویای خیلی چیزهاست که با اندکی دقت روشن می شود:

به مهمترین حوادث تاریخ بشر نیز نیم نگاهی داشته ایم

و بالاخره عمر بشر را از آغاز تا امروز نتیجه گیری کرده ایم:

ممکن است سؤال شود که به گفته ی باستان شناسان یا زیست شناسان عمر انسان باید خیلی بیشتر از این حرف ها باشد؛ چون گاهی گفته می شود که مثلاً فسیل انسانی را کشف کرده اند که مربوط به ملیون ها سال پیش است.
جواب این است که صرف نظر از درستی این نظریه ها از مجموع اخبار و روایات می توان استفاده کرد که آدم و تبار وی یعنی همین انسان های فعلی تنها انسان های مخلوق روی زمین نبوده اند و قبل از آنان نیز تیره هایی از انسان روی زمین زندگی می کرده اند.
روایتی از امام صادق علیه السلام هست که راوی می پرسد: فرشتگان که هنگام آفرینش انسان (آدم) به خدا اعتراض کردند و گفتند آیا موجودی را می آفرینی که روی زمین به فساد و خونریزی می پردازد، آنها از کجا می دانستند که انسان چنین موجودی است؟
امام صادق بر اساس آن روایت فرمود: قبل از آدم نیز انسان های دیگری زندگی می کردند که به فساد و تباهی گرفتار شده بودند و ملائکه با توجه به آن سابقه ی ذهنی و شناختی که از انسان داشتند، به خداوند چنان گفتند.
بنابر این هیچ منافاتی با عمر انسان جدید یعنی فرزندان آدم و وجود سنگواره های انسانی متعلق به بیش از این تاریخ وجود ندارد.
این بود خلاصه ای از بحث ما در این چند شب .. و البته باور دارید که آنچه در جلسه گفته شده است را نمی توان به تمام و کمال اینجا نوشت.
