بعد از بیان تاریخ پدران پیامبر، یزدی عزیز با شوخی و جدی مسایلی را که خود بهتر از من می دانند پرسیده اند و من تنها برای اطلاع دوستانی که مایلند بدان می پردازم و گرنه ایشان که بی نیاز از آن هستند. او نوشته بود:
سلام علیکم آقاسیدمحمدرضای عزیز و گرامی .
الکی نگفتند که کس نخارد پشت من جز آقا سید خودمان .
آقا ممنون ، بازم شما .
تاریخ خوبی بود و بهره مند شدیم .
راستی حالا نمیگیم یزید ، ابوسفیان هم بماند ولی امیه هم اصل نسب دار بوده ها ، نه ؟
یعنی از این بابت می توانسته پیامبر بشه ، نه ؟
الآن چی ؟ یعنی اصل و نسب دارها می توانند ؟ یا اینها هم نمی توانند ؟
حیف نبود که این شبها به این چیزا صرف بشه ؟
البته مفید بود و عرض شد که استفاده کردم .
و لازم هم هست که در این زمینه کار کرد .
راستی فرزندان امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها همین سه نفر بودند که تحت عنوان ( عبد مناف ) آمده ؟ یا دختر دیگری هم داشتند ؟
راستی فرزند بزرگ امام علی علیه السلام را پیگیری فرمودید ، که در خوی عرض شد ؟
بازهم عرض کنم که دست شما درد نکند و ممنون از زحمتی که کشیده اید .
جناب آقای یزدی !
در اين كه امیه هم اصل و نسب دار بوده است و از تبار عبد مناف و برادر زادهي هاشم سر سلسله ی بني هاشم بوده است شكي نيست. اما مگر اصل و نسب دار بودن به تنهايي ملاك امتياز و برتري افراد است؟
مگر نه آنکه گفته ایم: گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر ترا چه حاصل
و باز مگرنه آنكه گفته ايم: پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد
ادعاي اثبات شدهي ما اين بود كه پيامبران و پيامبر اسلام، الزاماً بايد از تباري پاك به وجود آمده باشند. بنابر اين چنین ادعایی به معناي آن نيست كه هر كس تباري پاك داشت الزاماً باید یا حتی مي تواند پيامبر باشد. و شواهد تاريخي بر اين ماجرا از پسر نوح گرفته تا جعفر كذاب ... بسيار است.
در مورد فرزندان امام علي و حضرت فاطمه علیهما السلام، آنچه مشهور است اينكه آن دو بزرگوار داراي چهار فرزند به نام هاي حسن، حسين، زينب و ام كلثوم بوده اند.
اما جالب است كه بدانيد كه آنان فرزند دختر ديگري به نام سكينه داشته اند كه به شدت مورد غفلت تاريخ قرار گرفته و جز در چند كتاب تاريخي و روايي ذكر زيادي از وي نشده است.
مرقد وي نيز در دمشق و در منطقه اي به نام « داريا » است كه به خاطر همان غفلت ها مورد توجه نبوده است. اما از سال 1367 كه بازسازي آن مورد اهتمام قرار گرفت، محل مراجعه و زيارت عاشقان ولايت شده است.
من در اين زمينه كتابي به عنوان « بانوي ناشناخته » نوشته ام كه در آن به اثبات وجود اين بانوی بزرگوار به عنوان دختر حضرت علی و حضرت فاطمه علیهما السلام و بيان گوشه هاي مختصري از فضایل و تاريخ زندگي وي كرده ام؛ اما حيف كه نمي توانم همهي آن را تايپ و روي وبلاگ قرار دهم.

البته دو سه تا آدرس هم می گذارم تا دوستانی که مایل هستند بیش از این ها اطلاعاتی کسب کنند بتوانند آنها را ببینند: سایت حضرت سکینه و وبلاگ و روزنامه جمهوري
سؤال ديگري كه آقاي احمد علي يزدي در شهرستان خوي در جلسه اي حضوري مطرح فرمودند، دربارهي محمد بن حنفیه فرزند برومند امام علي عليه السلام بود كه مي گفتند: شنيده ام ايشان بزرگترين فرزند امام علي بوده است و اين نشان مي دهد كه آن حضرت قبل از خانم فاطمه عليها السلام همسر ديگري داشته است.
در پاسخ بايد عرض كنم چنین نيست. زيرا بر اساس مستندات روایی و تاریخی خوله مادر مادر محمد بن حنفیه در زمان خلافت ابو بکر اسیر شد و طی ماجرای مفصلی که این مقال را حوصله ی بیان آن نیست به ازدواج امام علی علیه السلام در آمد
جابر بن عبدالله انصاری در حضور امام باقر علیه السلام به بیان ماجرای خوله و ازدواج وی با امیر مومنان پرداخت و چنین گفت: به خدا قسم من نزد ابوبكر نشسته بودم كه اسيران طايفه ی حنفیه را با مالك بن نویره از طرف خالد بن وليد آوردند. در ميان اسيران دختري نزديك به بلوغ بود. همين كه آن دختر وارد مسجد شد گفت: ايها الناس، محمد صلي الله عليه وآله وسلم چه شد؟
گفتند: از دنیا رفته است.
او گفت: آيا نشان و علامتي از او هست؟
گفتند: آري؛ اين قبر آن حضرت است.
خوله (متوجه قبر رسول خدا شد و ) گفت: سلام بر تو اي رسول خدا، من شهادت مي دهم كه تو سلام مرا مي شنوي و جواب سلام مرا می دهی. بعد از تو ، ما را اسير كردند؛ در صورتي که ما به وحدانيت خدا و پيغمبري تو شهادت مي دهيم.
البته این ماجرا که از زبان جابر نقل شده بسیار مفصل است که من به خاطر اختصار به همه ی آن نمی پردازم و تنها بخشی را آورده ام که نشان می دهد خوله بعد از رحلت رسول خدا و در زمان ابوبکر به اسارت درآمده است. این در حالی است که امام علی با فاطمه ی زهرا در زمان پیامبر ازدواج کرد و حسن و حسین و حتی زینب و ام کلثوم در زمان پیامبر به دنیا آمده اند. نتیجه این است که محمد بن حنفیه نمی تواند بزرگ تر از حسن و حسین باشد و همینطور این درست نیست که امیر مومنان قبل از حضرت فاطمه ازدواج دیگری داشته باشد. ابن جوزي در باب دهم كتاب تذكره مي نويسد: محمد بن حنفیه بعد از وفات پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم متولد شد.
محدث قمي نیز در كتاب منتهي الآمال و هنگام ذكر فرزندان اميرمؤمنان مي نویسد: پنجم از فرزندان علي عليه السلام محمد است كه كنيه او ابو القاسم و مادرش خوله حنفيه دختر جعفربن قيس است.
صاحب مستطرف مي نويسد: حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام فرزند خود محمد را به جنگ هاي سخت مي فرستاد و به وسيله ی او بزرگان را محافظت مي كرد. محمد بن حنفيه مردي جنگجوي و ثابتالقلب بود. يكي از روزها به محمد گفتند: چرا پدرت علي عليه السلام تو را به جنگ ها روانه مي كند ولي امام حسن و امام حسين را نمي فرستد؟
او در جواب گفت: حسنين عليه السلام نظير دو چشم پدرم هستند و من مثل دو دست آن بزرگوارم؛ و طبیعی است که وظيفه دست ها نگهداري و محافظت از چشم هاست.
به هر حال محمد بن حنفيه در زمان حكومت عمر بن خطاب متولد شد و در ايام عبدالملك بن مروان در سن 65 سالگي از دنيا رفت. و البته برای من هم روشن نشد که چرا به جای اینکه او را محمد بن علی بگویند، محمد بن حنفیه گفته و به طایفه ی مادری اش نسبت داده اند.