149- پاسخ چند سوال

 

سلام دوستان گرامی

 

با پوزش از تاخیری که در پاسخ به سوالات مطرح شده به وجود آمد و با سپاس از کلیه ی عزیزانی که درخواست کمک ما را اجابت و فعالانه در این بحث ها  شرکت کردند، به خاطر تنوع سؤالات چند پست را بدین کار اختصاص داده ام والبته قسمت نظرات را براي راحتي كار خودم بسته ام... بنابر اين اگر نظري داشتيد در كامنت همين پست كوچولو مرقوم بفرماييد...

                                                                                          

 در یک روز چند تا پست مفصل آپ کردم ...  چه شود ؟

در ضمن آماده باشيد هفته ي ديگر قرار است عليه
 مسعود يه مسافر  بشوريم و با راهپيمايي عظيم او را وادار به وفاداري كنيم .. تفصيل ماجرا باشد براي روز موعود

148- فرزندان امام علی (سوال آقای یزدی)


بعد از بیان تاریخ پدران پیامبر، یزدی عزیز با شوخی و جدی مسایلی را که خود بهتر از من می دانند پرسیده اند و من تنها برای اطلاع دوستانی که مایلند بدان می پردازم و گرنه ایشان که بی نیاز از آن هستند. او نوشته بود:

سلام علیکم آقاسیدمحمدرضای عزیز و گرامی .
الکی نگفتند که کس نخارد پشت من جز آقا سید خودمان .
آقا ممنون ، بازم شما .
تاریخ خوبی بود و بهره مند شدیم .
راستی حالا نمیگیم یزید ، ابوسفیان هم بماند ولی امیه هم اصل نسب دار بوده ها ، نه ؟
یعنی از این بابت می توانسته پیامبر بشه ، نه ؟
الآن چی ؟ یعنی اصل و نسب دارها می توانند ؟ یا اینها هم نمی توانند ؟
حیف نبود که این شبها به این چیزا صرف بشه ؟
البته مفید بود و عرض شد که استفاده کردم .
و لازم هم هست که در این زمینه کار کرد .
راستی فرزندان امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها همین سه نفر بودند که تحت عنوان ( عبد مناف ) آمده ؟ یا دختر دیگری هم داشتند ؟
راستی فرزند بزرگ امام علی علیه السلام را پیگیری فرمودید ، که در خوی عرض شد ؟
بازهم عرض کنم که دست شما درد نکند و ممنون از زحمتی که کشیده اید .

 

 

جناب آقای یزدی !

در اين كه امیه هم اصل و نسب دار بوده است و از تبار عبد مناف و برادر زاده‌ي هاشم سر سلسله ی بني هاشم بوده است شكي نيست. اما مگر اصل و نسب دار بودن به تنهايي ملاك امتياز و برتري افراد است؟

مگر نه آنکه گفته ایم: گیرم پدر تو بود فاضل     از فضل پدر ترا چه حاصل

و باز مگرنه آنكه گفته ايم: پسر نوح با بدان بنشست        خاندان نبوتش گم شد

ادعاي اثبات شده‌ي ما اين بود كه پيامبران و پيامبر اسلام، الزاماً بايد از تباري پاك به وجود آمده باشند. بنابر اين چنین ادعایی به معناي آن نيست كه هر كس تباري پاك داشت الزاماً باید یا حتی مي تواند  پيامبر باشد. و شواهد تاريخي بر اين ماجرا از پسر نوح گرفته تا جعفر كذاب ... بسيار است.

در مورد فرزندان امام علي و حضرت فاطمه علیهما السلام، آنچه مشهور است اينكه آن دو بزرگوار داراي چهار فرزند به نام هاي حسن، حسين، زينب و ام كلثوم بوده اند.

اما جالب است كه بدانيد كه آنان فرزند دختر ديگري به نام سكينه داشته اند كه به شدت مورد غفلت تاريخ قرار گرفته و جز در چند كتاب تاريخي و روايي ذكر زيادي از وي نشده است.

مرقد وي نيز در دمشق و در منطقه اي به نام « داريا »  است كه به خاطر همان غفلت ها مورد توجه نبوده است. اما از سال 1367 كه بازسازي آن مورد اهتمام قرار گرفت، محل مراجعه و زيارت عاشقان ولايت شده است.

من در اين زمينه كتابي به عنوان « بانوي ناشناخته » نوشته ام كه در آن به اثبات وجود اين بانوی بزرگوار به عنوان دختر حضرت علی و حضرت فاطمه علیهما السلام  و بيان گوشه هاي مختصري از فضایل و تاريخ زندگي وي كرده ام؛ اما حيف كه نمي توانم همه‌ي آن را تايپ و روي وبلاگ قرار دهم.

 

 

البته دو سه تا آدرس هم می گذارم تا دوستانی که مایل هستند بیش از این ها اطلاعاتی کسب کنند بتوانند آنها را ببینند: سایت حضرت سکینه  و   وبلاگ  و  روزنامه جمهوري

 

سؤال ديگري كه آقاي احمد علي يزدي در شهرستان خوي در جلسه اي حضوري مطرح فرمودند، درباره‌ي محمد بن حنفیه فرزند برومند امام علي عليه السلام بود كه مي گفتند: شنيده ام ايشان بزرگترين فرزند امام علي بوده است و اين نشان مي دهد كه آن حضرت قبل از خانم فاطمه عليها السلام همسر ديگري داشته است.

در پاسخ بايد عرض كنم چنین نيست. زيرا بر اساس مستندات روایی و تاریخی خوله مادر مادر محمد بن حنفیه در زمان خلافت ابو بکر اسیر شد و طی ماجرای مفصلی که این مقال را حوصله ی بیان آن نیست به ازدواج امام علی علیه السلام  در آمد

جابر بن عبدالله انصاری در حضور امام باقر علیه السلام به بیان ماجرای خوله و ازدواج وی با امیر مومنان پرداخت و چنین گفت: به خدا قسم من نزد ابوبكر نشسته بودم كه اسيران طايفه ی حنفیه را با مالك بن نویره از طرف خالد بن وليد آوردند. در ميان اسيران دختري نزديك به بلوغ بود. همين كه آن دختر وارد مسجد شد گفت: ايها الناس، محمد صلي الله عليه وآله وسلم چه شد؟

گفتند: از دنیا رفته است.

او گفت: آيا نشان و علامتي از او هست؟

گفتند: آري؛ اين قبر آن حضرت است.

خوله (متوجه قبر رسول خدا شد و ) گفت: سلام بر تو اي رسول خدا، من شهادت مي دهم كه تو سلام مرا مي شنوي و جواب سلام مرا می دهی. بعد از تو ، ما را اسير كردند؛ در صورتي که ما به وحدانيت خدا و پيغمبري تو شهادت مي دهيم.

البته این ماجرا که از زبان جابر نقل شده بسیار مفصل است که من  به خاطر اختصار به همه ی آن نمی پردازم و تنها بخشی را آورده ام که نشان می دهد خوله بعد از رحلت رسول خدا و در زمان ابوبکر به اسارت درآمده است. این در حالی است که امام علی با فاطمه ی زهرا در زمان پیامبر ازدواج کرد و حسن و حسین و حتی زینب و ام کلثوم در زمان پیامبر به دنیا آمده اند. نتیجه این است که محمد بن حنفیه نمی تواند بزرگ تر از حسن و حسین باشد و همینطور این درست نیست که امیر مومنان قبل از حضرت فاطمه ازدواج دیگری داشته باشد. ابن جوزي در باب دهم كتاب تذكره مي نويسد: محمد بن حنفیه بعد از وفات پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم متولد شد.
محدث قمي نیز در كتاب منتهي الآمال و هنگام ذكر فرزندان اميرمؤمنان مي نویسد: پنجم از فرزندان علي عليه السلام محمد است كه كنيه او ابو القاسم و مادرش خوله حنفيه دختر جعفربن قيس است. 

صاحب مستطرف مي نويسد: حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام فرزند خود محمد را به جنگ هاي سخت مي فرستاد و به وسيله ی او بزرگان را محافظت مي كرد. محمد بن حنفيه مردي جنگ‌جوي و ثابت‌القلب بود. يكي از روزها به محمد گفتند: چرا پدرت علي عليه السلام تو را به جنگ ها روانه مي كند ولي امام حسن و امام حسين را نمي فرستد؟

او در جواب گفت: حسنين عليه السلام نظير دو چشم پدرم هستند و من مثل دو دست آن بزرگوارم؛ و طبیعی است که وظيفه دست ها نگهداري و محافظت از چشم هاست.

به هر حال محمد بن حنفيه در زمان حكومت عمر بن خطاب متولد شد و در ايام عبدالملك بن مروان در سن 65 سالگي از دنيا رفت. و البته برای من هم روشن نشد که چرا به جای اینکه او را محمد بن علی بگویند، محمد بن حنفیه گفته و به طایفه ی مادری اش نسبت داده اند.

 

147- پیامبر در کتاب های آسمانی ( سوال سعید )

 

و اما سعید عزیز پرسیده است:
سلام .خسته نباشین..یک سوال دارم و اون اینه که آیا در خود قرآن آیه ای هست که در آن در مورد تولد پیامبر(ص) پیش بینی کرده باشد؟؟در ادیان دیگر چطور؟؟؟؟

 البته منظور سعيد برايم مشخص نيست چون قرآن بعداز تولد پيامبر  و همراه با رسالت وي يعني از 40 سالگي ايشان به بعد نازل شده است. بنابراين پيش گويي ولادت آن حضرت در قرآن مفهوم ندارد. اما قرآن با پيامبر از يكديگر جدا نمي شوند و در جاي جای قرآن ذكر پيامبر وحود دارد. با اين حال اگر منظور صرفاً آيه اي است كه در زمينه بشارت گذشتگان به آمدن پيامبري به نام محمد صلي الله عليه و آله وسلم باشد، در آيه ی 6  سوره‌ي صف از زبان حضرت عيسي مژده‌ي ظهور و رسالت پيامبر بعد از خويش

به نام احمد را بيان مي كند: و اذ قال عیسی ابن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیکم مصدقا لما بین یدی من التوراة و الانجیل و مبشراْ برسول یأتی من بعدی اسمه احمد فلما جائهم بالبینات قالوا هذا سحر مبین

یعنی: وقتی عیسی به بنی اسرائیل گفت من فرستاده ی خدا به سوی شما هستم که تورات را تصدیق می کنم و به فرستاده ای به نام احمد نوید می دهم که بعد از من می آید. اما وقتی او دلایل محکم را برایشان آورد گفتند سحری آشکار است. 

البته ساير كتاب هاي آسماني به ويژه تورات و انجيل به بعثت پيامبري ديگر اشاره داشته اند كه به اعتقاد من منظور از او ، همان پیامبر اسلام یعنی حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم است. زیرا می دانیم که کتاب های مقدس فعلی، همان وحی واقعی الهی و کتابی که موسی و عیسی آورده اند نیست و به گواهی تاريخ و همچنين محتويات آنها، مورد تعرض و تحریف قرار گرفته اند. بنابراین نمی توان انتظار داشت که با صراحت كامل ظهور پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم را بشارت داده باشند.

با اين حال در همين كتاب های تحريف شده عباراتي ديده مي شود كه اشاره قابل ملاحظه اي به ظهور اين پيامبر بزرگ دارد. من چند نمونه را می آورم و علاقمندان را به کتاب های مفصل در این زمینه ارجاع می دهم:

ــ در تورات، سفر تكوين، فصل 17 می خوانیم: « و ابراهيم به خدا گفت اي كاش اسماعيل در حضور تو زندگي نمايد ...

و در حق اسماعيل (دعاي) تر ا شنيدم. اينك به او بركت دادم و او را بارور می گردانم و به غايت زياد خواهم نمود و دوازده سرور توليد خواهد نمود و او را امت عظيمي خواهم نمود»

ــ و باز در تورات، سفر تثنیه، بخش 33  آمده است: « و این همان برکتی است که موسی آن مرد خدا قبل از مرگ خویش بنی اسرائیل را (بدان) مبارک نمود... خدا از سینا آمد و از ساعیر بر آنان پرتو افکند و از کوه فاران نور افشانی نمود »

سینا محل سخن گفتن خدا با موسی است؛ ساعیر کوه های فلسطین است و اشاره به عیسی دارد و بالاخره فاران ، نام قدیم سرزمین مکه است. ( معجم البلدان حموی، ج4، ص 225 )

ــ در انجيل يو حنا، باب 14 الی 16  مي خوانيم : « اگر شما مرا دوست داريد احكام مرا نگاه داريد و من از پدرم خواهم خواست و او تسلي دهنده‌ي ديگر به شما خواهد داد كه تا به ابد با شما خواهد ماند...

و چون آن تسلی دهنده بيايد كه من از جانب پدر به سوی شما خواهم فرستاد يعني روح راستي كه از طرف پدر مي آيد او درباره‌ي من شهادت خواهد داد...

ليكن به شما راست مي گويم که برای شما مفيد است كه من بروم؛ زیرا  اگر من نروم آن تسلي دهنده به نزد شما نخواهد آمد. اما اگر بروم او را به نزد شما خواهم فرستاد... اما چون او يعني روح راستي بيايد او شما را به تمامي راستي ارشاد خواهد نمود، زيرا كه او از پيش خود سخن نخواهد گفت بلكه هر آنچه مي شنود خواهد گفت و شما را به آينده خبر خواهد داد » 

جالب است که قرآن در باره ی اهل کتاب می گوید: الذین آتیناهم الکتاب یعرفونه کما یعرفون ابنائهم و ان فریقاْ منهم لیکتمون الحق و هم یعلمون ( بقره / ۱۴۶ )

یعنی:  آنان که کتاب ( آسمانی ) به ایشان داده ایم، او  ( یعنی محمد ) را مانند فرزندانشان می شناسند؛ اما گروهي از آنان با اينكه به حق علم دارند، آن را كتمان مي كنند. 

بديهي است كه اين عبارت به معناي آشنايي آنان با پيامبر از روي پيش گويي هاي كتاب هاي آسماني شان است. روايت است كه عبدالله بن سلام از دانشمندان يهود، در باره ي پيامبر گفت: انا اعلم به مني بابني

يعني: من او را بهتر از فرزندم مي شناسم. و سپس به آن حضرت ايمان آورد و مسلمان شد.

 

 

146- هدف و وسیله ( سوال عبدالله رضایی )

 

ارتباط هدف و وسیله مسأله ای بود که در ضمن صحبت هایم در فرهنگسرای دانشجو بیان کرده بودم که عبدالله رضایی گرامی در باره ی آن توضیح بیشتری خواسته و نوشته بود :


 راستی سید جان بنده یه سوال اساسی برام پیش اومده ، شما یکی از جلسات گفتین که هدف وسیله رو توجیه نمی کنه تو منطق اسلام ، بعدش یکی از جلسات دیگر دکتر در جواب یکی از دوستان گفت که خوب یا بد بودن اتفاق رو خود اتفاق معلوم می کنه ، یعنی یه اتفاقی مثل آدم کشتن بعضی موقع ها بد و مضمومه ، مثل زندگی اجتماعی خودمون ، و بعضی موقع ها هم مثل جهاد در راه خدا ، کشتن آدم ها خوبه و حتی سفارش هم شده ، بنا بر این اینجا به این نتیجه می رسیم که هدف وسیله رو توجیه می کنه دیگه نه ؟ البته و صد البته که به شر طها و شروطها ! مثلا هدف اگه رضای خدا باشه ، این وسیله آدم کشتن رو تو جنگ توجیه می کنه دیگه! ، در هر حال منتظر پاسختون می مونم!

 


موضوع هدف و وسیله، یکی از مباحث مهم است که از دیرباز ذهن دانشمندان  را به خود مشغول کرده است. بعضی معتقدند که هدف متعالی، در هر صورت و هر جا وسیله ی رسیدن به خود را توجیه می کند و استفاده از آن را مباح می دارد. یعنی برای رسیدن به یک خواسته ی اخلاقی استفاده از ابزارهای غیر اخلاقی اشکالی ندارد. می گویند وقتى زن و بچه ی انسان گرسنه‏اند و منتظر يك لقمه نان، ارتكاب دزدی و حتی جنایت برای سیر کردن آنان چه اشكالى دارد؟ 

اما قرآن، روايات و رفتار پیشوایان دینی ما  و  همینطور فطرت الهی و عقل سلیم، این سخن را یک سفسطه می دانند و معتقدند كه نمی توان براى رسيدن به هدفى درست، از وسيله ای نادرست بهره برد.

مثلاً عده ای در فتنه ى طلحه و زبير، به امام علی علیه السلام مى‏گفتند: چه اشكال دارد كه براى ساکت کردن افراد سرشناس، به آن‏ها باج بدهيد تا در سايه سكوت آن‏ها، بناى حكومت استحكام يابد؟

یا معتقد بودند که باید تا پایه های حکومتشان محکم می شد، معاویه را در حکومت شام ابقاء می کردند و وقتی به ثبات و استقرار رسید او را عزل می کردند تا از همان ابتدا شام از مرکزیت اسلامی جدا نشود.

اما آن حضرت زیر بار نمی رفت  زیرا بر اساس رهنمودهای دینی نمی بایست حتی برای اقامه ی حکومت عدل، بر گمراهان تکیه کند و از آنان یاری جوید. اصولاً حرکت و رفتار امامان ما بر مبنای عدالت، صداقت و راستى بود و گرنه چنانچه  لحظه‏اى به سردمداران غاصب روى خوش نشان مى‏دادند، بهترين وضعيت برایشان فراهم مى‏شد و لازم نبود این همه درگیری، رنج و سختی را تحمل کنند.

آنچه مسلم است اینکه از ديدگاه اسلام در اغلب موارد، برای رسیدن به یک هدف مشروع، وسيله نيز بايد مشروع باشد چرا كه تفكيك هدف و وسيله از يكديگر دشوار است.

از طرف دیگر این موضوع،  یک قضيه ى كلى نيست كه بتوان براى همه ی موارد آن حكم قاطعى  ( چه مثبت و چه منفی )  ارائه نمود و آن را در همه ی امور و موارد  سارى و جارى دانست.  زيرا دین مبین و روح حاکم بر آن هویتی را ایجاد کرده است كه در صورت توجيه‏ شدن هدف به وسیله ی وسیله، چيزى از روح حاکم و هویت دینی باقى نخواهد ماند.

قانون أهم و مهم نيز از اصولى است كه جایگاه ویژه ی خود را دارد. مثلاً دروغ مصلحت آمیز مجاز شمرده شده است؛ چون مسأله مهم‏ترى مثل حفظ جان و آبروی انسانی در كار است كه عقل و شرع بر مهمتر بودن آن گواهى مى‏دهند. البته تشخيص اهم و مهم كارى ساده نيست بلكه نيازمند آگاهى و تسلط کامل بر معيارها و موازين دینی و روح حاکم بر احکام آن است.

بنابراين مقاصدى را كه يك انسان در فرايند زندگى دنبال ميكند همه يكسان نيستند، برخى از اين هدف‏ها، هدف‏هاى مقدماتى، آلى و زمينه‏ساز براى نيل به هدف‏هاى بالاترند و برخى هدف نهايى و اصلی به شمار مى‏روند.

مثلاً عبادت هدف زندگى است؛ اما  از سوی دیگر همين عبادت، یک هدف مقدماتى است. به تعبير ديگر وسيله ای است براى رسيدن به هدف برتر که عبارت از كمال انسان و شكوفا شدن استعدادهاى جان آدمى است كه اوج آن رسيدن به قرب پروردگار مى‏باشد. یعنی مقامى كه انسان به ذات اقدس الهى رهنمون مى‏شود و در جوار رحمت الهى استقرار مى‏يابد.

خلاصه سخن آن كه هدف نهايى انسان كمال است و كمال انسان به معرفت‏الله مى‏باشد و معرفت هر شخص به ميزان قرب او به خداست و تقرب با سير الى الله ممكن است وعبادت (بندگى و سرسپردگى محض در برابر خدا) مسیر سير الى الله است.
البته دوستان می توانند در این زمینه به کتاب های مفصل تر مراجعه کنند. سیری در سیره ی نبوی شهید مطهری نیز در این مقوله مفصل بحث کرده است.

احمد سرابیان هم در کامنتی اینطور نوشته است:

نويسنده: احمد سرابیان
يکشنبه 14 آبان1385 ساعت: 8:37
سلام خدمت آقای واحدی و همراهان.
از آشنایی با وبلاگتون خوشحالم.
می خواستم در مورد اون سوالی که آقای رضایی (از وبلاگ هبوط در کویر) مطرح کرده بودن یه چیزایی بگم. راستش من و آقای رضایی خیلی وقته همدیگه رو می شناسیم و این سوال هم سوالی بود که روش زیاد فکر کرده بودیم و به یه نتایجی هم رسیده بودیم که نمی تونه ما رو کامل قانع کنه.
و اما نظر خود من:

به نظر من هدف وسیله رو توجیه می کنه اما به دو شرط:
1)ما رو از یه هدف مهمتر و بزرگتر دور نکنه.
2)وسیله واقعا وسیله ای برای رسیدن به هدف باشه، یعنی ما با احتمال بالایی بدونیم که با این کار به هدف مورد نظر می رسیم.

من فکر می کنم که قوانین اسلام از این قانون پیروی می کنن و همیشه برای رسیدن به هدف اصلی که رضای خدا و نزدیک شدن به اونه ممکنه مجبور بشیم کارایی رو کنیم که در حالت عادی اون رو به هیچ عنوانی انجام نمی دیم.مثلا توی اسلام به صله ی رحم خیلی توجه شده و کاری انسانی(بدون توجه به مذهب) هم هست، یا گوش کردن به حرف پدر و مادر و ... ولی همه ی این ها اگه باعث بشه ما از خدا دور بشیم و خدا از ما راضی نباشه نباید انجامشون بدیم.
یا مثلا ما نباید خودمون رو در معرض کشته شدن و آسیب دیدن قرار بدیم(طبق آیه ی قرآن) ولی در مواقعی به خاطر یه هدف والاتر باید از همه چیمون دست بکشیم.
یا کاری که امام حسین توی آخرین حجش انجام داد وحج رو نیمه کاره رها کرد(پس کاری حرام رو انجام داده) ولی چون به خاطر اهدافی مهمتر از انجام کامل حج بوده ما این کار رو پسندیده و درست ارزیابی می کنیم. و....

ببخشید که سرتون رو درد آوردم، امیدوارم بتونید به کمک همه ی دوستان ما رو کمک کنید.
یا حق

145- نذر ( سوال مریم )

 

خانم مريم هم در باره ي نذر چنين پرسيده بود:

من یه سوال دارم آقا سید که شاید از دید شما خیلی سوال نباشه اما خیلی وقته که دارم دنبال جوابش می گردم.
شما می دونید بهترین چیز برای نذر کردن چیه؟
ذکر؟ روزه؟ نماز؟ یا...
می دونید در روایات چی رو به ما توصیه کردن؟...
یکی از دوستام می گفت بهترین نذر اینه که آدم تلاش کنه تا گناهی رو که به انجامش عادت داشته ترک کنه.
شما می دونید بهترین چیز برای نذر کردن چیه؟
ذکر؟ روزه؟ نماز؟ یا...
می دونید در روایات چی رو به ما توصیه کردن؟...
یکی از دوستام می گفت بهترین نذر اینه که آدم تلاش کنه تا گناهی رو که به انجامش عادت داشته ترک کنه.

اجازه مي خواهم قبل از پاسخ به ايشان، يك نگاه كلي تر به موضوع نذر داشته باشيم. 

نذر عبارت است از اينكه انسان با اراده‌ي خود و به طور داوطلبانه چيزي را به عهده بگيرد و به انجام يا عدم انجام آن مستلزم و متعهد گردد. به خاطر همين استلزام است كه در صيغه‌ي آن است كه با « لله علي »  صورت پذيرد. اين بدان معني است كه گويي نذر كننده اين را يك حق الهي بر خود مي داند و خداوند بينا را طرف حساب مي شناسد تا مجبور باشد نذر خود را ادا كند.

بنابراين وقتي فردي با اين شرايط نذر كند ديگر نمي تواند عمداً بر خلاف آن رفتار كند و چون به نوعي خود را بدهكار خداوند كرده است چنانجه بر خلاف نذرش عمل كند بايد كفاره بدهد. كفاره ي نذر همان کفاره ی روزه خواری در ماه رمضان یعنی آزاد كردن يك بنده ( كه امروزه ديگر موضوعيت ندارد ) يا دو ماه روزه ي متصل و يا اطعام مسكين مي باشد كه انتخابي و اختياري است.

نذر بر چند نوع است:

1 ـ گاهي به عنوان شكرانه در قبال تحقق يك خواسته، نذري صورت مي گيرد. اين شكر نعمت مي تواند به خاطر دستيابي به يك نعمت دنيوي و با نعمت اخروي و معنوي و حتي براي دفع بلا و رفع گرفتاري باشد. مثل اينكه نذر كند كه اگر فرزندي نصيبم شد پنجاه هزار تومان صدقه مي دهم يا اگر امسال توفيق زيارت كربلا يافتم دو روز روزه مي گيرم و يا اگر بيماريم خوب شد به زيارت حضرت عبدالعظيم مي روم و

2 ـ گاهي براي الزام خويش به ترك فعل حرام يا مكروه و يا انجام فعل واجب و مستحب نذر منعقد مي شود. مثل آنكه بگويد اگر دروغ گفتم، بايد هزار تومان صدقه بدهم و يا اينكه اگر نمازم قضا شد يا علاوه بر قضاي آن دو ركعت اضافه مي خوانم و يا اينكه اگر ظرف امروز يك جزء قرآن نخواندم بايد دو هزار تومان به فقير بدهم و

3 ـ گاهي هم نذر به طور مطلق و بدون هرگونه شرط يا تعليق بر چيز ديگري صورت مي گيرد كه به آن نذر تبرع مي گويند. به عبارت ديگر اين گونه نذرها در قبال هيچ چيزي نيست و تنها براي ثواب، انجام يك فعل يا عدم انجام آن را نذر كنند.  مثل آنكه نذر كند كه فردا روزه بگيرد يا به اولين مستحقي كه مي بيند صدقه بدهد. و نذرهايي كه براي رعايت حال خود در مواردي كه بدون نذر نمي تواند مصمم به كاري يا ترك كاري باشد صورت مي گيرد نيز از همين دست  است. مثل آنكه براي الزام خود به نكشيدن سيگار نذر مي كند كه سيگار نكشد و...

البته ي قابل ذكر اينكه نذر حتماً بايد با صيغه ي خاص خودش باشد. البته زبان عربي شرط نيست و اگر همان مفهوم به زبان فارسي نيز گفته شود، نذر منعقد مي شود و شرايط آن برقرار مي گردد. يعني اگر به زبان فارسي هم بگويد كه مثلاً براي خدا بر من است كه فردا را روزه بگيرم، اين نذر شرعي است و نمي تواند خلاف آن عمل كند. و اگر عمل كرد بايد كفاره ي آن را بپذيرد.

نكته ي ديگر اين كه نذر بايد مشروع باشد. يعني نمي توان براي انجام يك گناه نذر كرد؛ مثل آنكه بگويد اگر امشب توانستم شراب بخورم و ... 

علاوه بر آن متعلق نذر هم بايد شرعي باشد؛ يعني نمي توان نذر كرد كه اگر خداوند به من فرزندي عنايت كرد به شكرانه اش مشروب بخورم.

ديگر آينكه بايد مقدور باشد؛ يعني نمي توان نذر كرد كه اگر فلان خواسته ام بر آورده شد ظرف يك روز پياده به مشهد خواهم رفت.

علاوه بر آنچه كفته شد لازم است از اموال خود و از اختيارات خود نذر كند.  يعني نمي توان نذر كرد كه در صورت تحقق خواسته ام اين مبلغ از مال فلاني را صدقه مي دهم.

 در روايت است كه هنگام بازگشت پيامبر از يكي از غزوات ، زني جلوي او را گرفت و گفت يا رسول ا من نذر كرده ام كه اگر تو سالم بر گردي شترت را قرباني كنم. پيامبر تبسمي كرد و با تشكر از نگراني زن به وي متذكر شد كه نمي توان از مال ديگران نذر كرد.

 

البته سركار خانم مريم و سركار خانم رعنا و  ديگر دوستان ما را خواهند بخشيد كه تا اينجا اصلا ربطي به سوال آنان نداشت. اما چون احساس مي كردم مطالبي است كه خالي از فايده نيست نوشتم تا مورد استفاده ي همه ي دوستان قرار گيرد.

اما در مورد اينكه چه چيزي بايد نذر كرد يا كدام نذر بهتر است... واقعاً من تا كنون چيز خاصي نديده ام و اين موضوع  بيشتر به اعتقادات، نوع نگاه ها،  سنت ها و رسومات مردم هر ديار بر مي گردد و البته تجربه هايي كه هر كس براي خود دارد نيز حائز اهميت است. همين است كه مي گويند اين نذر مجرب است و بارها و بارها امتحان شده است.

در نهايت، چيزي كه من مي توانم توصيه كنم اينكه با توجه به ارزش صلوات بر پيامبر و اهل بيت گرامي اش كه بهترين درودها و صلوات و سلام خدا بر انان باد و همينطور زيارت عاشورا شايد از جمله ي بهترين نذرها باشد كه خودم هم بسيار آزموده ام.


به تعدادی از کامنت های دوستان در این زمینه توجه فرمایید:

نويسنده: مونس
جمعه 12 آبان1385 ساعت: 10:25
سلام آقا سید
خوب هستین ؟ اتفاقا منم می خواستم بیام وبتون ...به یادتون هستم همیشه
در مورد نذر من به شخصه نذر کردن رو دوست دارم و فکر می کنم برای رسیدن به چیزایی که دوست داریم باید خودمونم یه تکونی بخوریم و نذر کردن یه قدمیه که برای رسیدن به مقصود برمیداریم ...
همه ی ما وقتی نذر می کنیم که واقعا مستاصل باشیم ... من فکر می کنم هرکس باید چیزی رو نذر کنه که بیشتر باهاش مانوسه ...قرآن - ذکر - نماز - زیارت و ...
ممنون که به یاد ما هستین

التماس دعا



 

نويسنده: سمیه _ م
شنبه 13 آبان1385 ساعت: 13:15
سلام
به به آقا سید حال شما چطوره؟ خوش میگذره؟
در مورد سوالات دوستان خوبم در خصوص بهترين نذر چيست بايد بگم كه به عقيده من جواب اين سوال رو هر كسي بر اساس فكر و اعتقاد خودش پاسخ ميده و كاملا سليقه اي است. اما اصل مطلب اينه كه هميشه و براي همه كسي" بهترين نذر"، يه چيز نيست و با تغيير شرايط و موقعيت و جايگاه فرد "بهترين نذر " چيزهاي كاملا متفاوتي ميتونه باشه، با اين وجود" بهترين نذر" ، نذريه كه اداي اون بتونه لبخند خدا رو براي ما به ارمغان بياره و روح ما رو سبك كنه. راستي كسي تا حالا دلشو يا روحشو نذر خدا كرده؟!

در موردوجود انسانهايي قبل از ما شكي نيست چون همانطور كه سيد گفتند در قرآن نيز به اين مطلب اشاراتي شده ، اما در مورد ظاهر و شكل اونا چيزي گفته نشده(البته تا جايي كه من ميدونم) فقط گفته شده كه عذاب يه قومي اين بوده كه آنها رو به شكل ميمون درآوردند.البته خيلي از دانشمندان و زيست شناسان نيز بر اساس شواهد و قرائن بر اين باورند كه آنها شبيه ميمون بوده اند. خب من به اين دوستمون توصيه ميكنم زياد در اين مورد گير، نده همينكه ما مطمئنيم كه اونا شبيه ما نبودندو خدا مارو زيباتروخوشتپ تر از اونا آفريده كافیه
امیدوارم سید رو حرف ما حرف نزنه
هر موقع تو جواب سوالی موندید حتما به ما اطلاع بدید اگه فرصتشو داشته باشم دریغ نمیکنم

یا حق
وب سايت


نويسنده: تنها
شنبه 13 آبان1385 ساعت: 16:28
سلام آقا سید عزیز
صلوات - کمک کردن و حل کردن مشکلی از مشکلات مومنین- ترک گناه خیلی عالیه ولی بایستی دقت کنی اگر صیغه نظر رو کامل بجا آورده باشی رعایت کردنش خیلی سخته . گرفتاری پیش می یاره. چله گرفتن زیارت عاشورا- و نماز شب...
هبوط در کویر: کاسه داغ تر آش شدن برا دین بنظر شما خوبه یا بد؟ منطق اسلام اعتدال هست. تو هر کاری... اعمال ما نتیجه افکار ماست و اتفاقات نتیجه اعمال ما ...
احمد علی یزدی: برا خود من هم یه سواله ... شنیدم که حضرت علی یه دختر داشتن که آن رو به عقد یکی از خلفای سه گانه درآوردند؟ مصلحت این کار برام روشن نشده

نويسنده: توفان
يکشنبه 14 آبان1385 ساعت: 8:15
بازم سلام
با اجازه شما و دیگر عزیزان میخواستم چیزی در مورد نذر بگم :
من فکر میکنم نذر به صدقه شبیه تر و نزدیکتره تا توبه . اصلا" توبه با نذر فرق اساسی دارن . توبه در مورد گناهیه که فرد مرتکب شده و تصمیم میگیره که دیگه تکرار نکنه و آداب و شرایط به نسبت سخت تری داره و نذر برای بدست آوردن حاجتی و یا پیشگیری از خطری و یا شفای بیماری بکار میره . میخوام بگم توبه به گذشته و نذر به حال و آینده مربوط میشن . نذر میتونه هم مادی(جنسی و نقدی ) و هم معنوی باشه . به عبارتی دیگه نذر ضمیمه ای بر دعا ست . یعنی فرد دعا میکنه و میخواد برای تقویت خواستش یه مالی یا مبلغی یا مثلا" صلوات و روزه یا .... بپردازه .
بازم خدمت میرسیم . قربان شما
یا علی


نويسنده: ياس
يکشنبه 14 آبان1385 ساعت: 22:18
آقا سيد سلام عليكم و رحمه الله ...
اهلا و سهلا مرحبا يا اخي ...
good night
خسته نباشيد كاكو ...
to be good your rainy nights
مي بنيد به همه زبانهاي دنيا دارم احوالپرسي مي كنما
نذر كه اصولا چيز خوبيه به شرطي كه نذر سختي نباشه كه بتونيم به جا آوريم
بعضي از ماها را هينطوري جو مي گيره پيش خودمون يه نذري مي كنيم ديگه توجهي به انجام ان و به جا نياوردن و گناهش نداريم . راستي اقا سيد من يه سوالي دارم اينه كه اصولا نذر كردن ما به چه صورت بايد باشه ؟ نيت مي كنيم به چه چيزي بايد توجه داشته باشيم تا نذرمان درست باشد در واقع اصول و قواعد خاص خودش رو داره (( صيغه نذر رو عرض مي كنم )) عربي باشه اگه نتونستيم عربي بگيم فارسي هم به اين صورت بگيم مثلا نيت كنيم براي خدا بر گردن من هست كه اگه حاجتم برآورده بشه نذرم را به جا آورم . يعني حتما بايد اسم خدا رو به زبان آوريم يا از ذهنمان عبور دهيم اگه در اين مورد هم اشاره اي داشته باشيد ممنون ميشم و اينكه به جا نياوردن نذر و كفاره ي آن هم توضيح بديد يتممنون المتشكر ميشم .
آقا سید نمی دونم اینجور نذرها درسته یا نه ؟
یکی از بنده های خدا برای کسی دیگه ای نذر می کنه
این بنده خدا از طرف دخترش نذر می کنه که هر سال گوسفند قربونی کنند بیچاره دخترش
یعنی نه اینکه خودش هزینه پرداخت گوسفند رو بدهد بلکه همه خرید گوسفند و قربونی کردن همه اینها هر سال به عهده دختره است این بنده خدا فقط نذر کرده از طرف دخترش . و دختر هم باید بدون چون و چرا انجام بده . البته تا امسال نذر را به جا آورده اما به مادره می گفت مادر تو از این به بعد به جای ما نذر نکن مگه ما چلاقیم نمی تونیم نذر کنیم تازه مادره می گفت بشکنه این دست که نمک نداره من باشم دیگه از طرف شما نذر کنم اما صحبت از این بود که این نذر که درست نیست . نمیشه که شخصی به جای شخص دیگه ای نذر کنه
به هر حال منم من بعد تصمیم دارم نیت کنم نذری را که کسی دیگه انجامش بده نه من نیشخند] نذرهای خیلی سخت را عرض می کنم ... منم یاد گرفتما به لحن آقای یزدی صحبت کنم
سلام عرض می کنم خدمت برادر بزرگوارم اقای یزدی . خسته و درمونده نباشید مومن . امیدوارم هميشه و هميشه وجودتون پر از الطاف و انوار الهي باشه .
آقای یزدی اگه شما هم دوست دارید نذر کنید تو دلتون نیت کنید که آقا سید نذر شما رو ادا کنند . پس دوست به چه دردی می خوره . شما نیت کنید اقا سید همه زحمات رو تقبل می کنند .
شاد و پاینده باشید
وب سايت


نويسنده: قصه گو
سه شنبه 16 آبان1385 ساعت: 20:21
سلام سید
به نظر من نذر صلوات خیلی قشنگه اما من چیزی از نذر توی روایات ندیدم تا حالا ...

دوتا نذرم توی قران یادم میاد که هر دوش مربوط به حضرت مریمه یکیش نذر مادر حضرت مریم یکی هم نذر خود حضرت مریم که به دستور خدا بود ..
اهان یه نذر توی تاریخ داریم از عبدالمطلب ... خب البته نذر سختی بود فک نکنم الانا درست باشه..
حتی نذر حضرت مریم رو هم توی اسلام نداریم ..
چقد قاطی پاتی حرف زدم .. ببخشید


فعلا بگم که دریا یه ساله شد

شاد باشید
یا حق

144- انسان های اولیه ( سوال هانیه )


اما در باره ی سوال هانیه که چنین گفته بود: 
 چقدر این مطلب جالب بود، دست شما درد نکنه... یه سوال، یعنی اون چیزی که ما به عنوان انسان های اولیه می شناسیم و شبیه میمون بودن و تو غار زندگی می کردن و ... همون آدم های قبل از حضرت آدمن؟
در این مورد  بايد بگويم، اين يك نظريه ی اثبات نشده به عنوان نظر «داروين» است. داروینیسم نياي انسان را ميمون مي داند كه در سير تكاملي بطور طبيعي رفته رفته از ميمون به انسان تغير شكل و ماهيت داده اند. اين نظريه چنان بي اساس و بي پايه است كه من وقت خوانندگان را به بیان و رد آن تلف نمي كنم.
البته در قرآن كريم آيات صريحي وجود دارد كه بعضي از انسان ها به خاطر گناه و فسق و فجور فراوان، به فرمان خداوند به ميمون تبديل شده اند. بديهي است اين موضوع كه در معارف ديني و تعابير قرآني از آن به مسخ ياد شده است تنها به اراده‌ي الهي و تنها مختص به همان گروه از فاجران بوده است. بنابراين خداوند، آدم را به عنوان پدر بشريت و پدر انسان ها همين گونه كه ما هستيم خلق كرده و نه‌ تنها نژاد انسان از ميمون پديد نيامده كه تعدادي از انسان ها  به خاطر نافرماني با اراده ی الهی به شكل ميمون مسخ شده اند.

اما آن انسان هاي اوليه كه ما از ايشان چيزهايي شنيده و خوانده ايم، مي توانند فرزندان همين آدم و پدران ما باشند و به احتمال فراوان بسیاری از آنان در غار ها سكونت داشته اند. اما اينكه ميمون يا حتي شبيه ميمون بوده اند مقرون به صحت نيست.
در مورد آدم هاي قبل از حضرت آدم يا نژاد هاي انساني غير از انسان معاصر كه فرزندان آدم اند، اطلاعاتي دردست نيست و تنها احتمال قوي بر وجود داشتن چنين انسان هايي قبل از حضرت آدم و در ادوار مختلف تاريخ آفرينش وجود دارد.

 

  

143- بهانه ای برای دیر آپ شدن

 
هر چند برای تفریح نبود 
             اما تازه شدم
                    زیر رگبار باران ...                                
                                چالوس
                                    جایتان خالی...                                                   
                                              دیزین را 
                                                     که دیگر نگو  ...                                                              

142- کمک ...

سلام دوستان همیشه همراه
با اجازه چند کامنت که حاوی سوالاتی هست را برایتان کپی می کنم تا در پاسخ به آنها همکاری کنیم

قبل از هر چیز به خواهر مهربانمان سمیه تبریک می گیم که خبر خوبی به ما داده است.. الهی به پای هم پیر شین و روزهای خوش تری از شما ببینیم

نويسنده: سمیه                                                       پنجشنبه 4 آبان1385 ساعت: 14:49
سلام سید عزیز
عیدتون مبارکککککککککککککککککککککک
بابا ما نبودیم این وبلاگو عجب صفای دادین...
راستی 27 ماه مبارک به جمع مرغا حالا نمی دونم شایدم خروسا پیوستم
جاتون خالی بود تو حرم واسه همه مخصوصا شما خیلی دعا کردم..
التماس دعا یا علی
                                                                                                           وب سايت

 
از احمد علی یزدی یار دیرینه که بدون توقع ... مدام ما را به لطفش می نوازد نیز شرمنده ایم
 
نويسنده: احمدعلی یزدی                                           جمعه 28 مهر1385 ساعت: 22:47
سلام علیکم آقاسیدمحمدرضای عزیز و گرامی .
الکی نگفتند که کس نخارد پشت من جز آقا سید خودمان .
آقا ممنون ، بازم شما .
تاریخ خوبی بود و بهره مند شدیم .
راستی حالا نمیگیم یزید ، ابوسفیان هم بماند ولی امیه هم اصل نسب دار بوده ها ، نه ؟
یعنی از این بابت می توانسته پیامبر بشه ، نه ؟
الآن چی ؟ یعنی اصل و نسب دارها می توانند ؟ یا اینها هم نمی توانند ؟
حیف نبود که این شبها به این چیزا صرف بشه ؟
البته مفید بود و عرض شد که استفاده کردم .
و لازم هم هست که در این زمینه کار کرد .
راستی فرزندان امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها همین سه نفر بودند که تحت عنوان ( عبد مناف ) آمده ؟ یا دختر دیگری هم داشتند ؟
راستی فرزند بزرگ امام علی علیه السلام را پیگیری فرمودید ، که در خوی عرض شد ؟
بازهم عرض کنم که دست شما درد نکند و ممنون از زحمتی که کشیده اید .
سلام به خانواده برسانید ، از آقا سیداحمد چه خبر ؟
                                                                                                    وب سايت
 
 
نويسنده: سعید                                                             يکشنبه 30 مهر1385 ساعت: 9:12
سلام .خسته نباشین..یک سوال دارم و اون اینه که آیا در خود قرآن آیه ای هست که در آن در مورد تولد پیامبر(ص) پیش بینی کرده باشد؟؟در ادیان دیگر چطور؟؟؟؟
                                                                                                           پست الکترونيک
 
 

نويسنده: عبدالله رضائی (هبوط در کویر)                             يکشنبه 30 مهر1385 ساعت: 12:16
سلام
علی رغم اینکه تمام جلسات رو حاضر بودم ولی لذت بخش بود که دوباره اسلاید هاتون رو بخونم ! اومدم از بابت اونروز که قرار فلش مموری بیارم ، معذرت بخوام و بگم که اونروز خیلی دیر شد و من چون در خوابگاهمون ساعت یازده و نیم بسته میشه ، مجبور بودم که سریع برگردم ، که البته با در بسته هم مواجه شدیما ! حالا بماند ، هدف اصلی من از امروز اومدن خدمتتون این بود اگه اجازه بفرمایین بنده شما رو لینک می کنم تو وبلاگ هبوط در کویر
 
راستی سید جان بنده یه سوال اساسی برام پیش اومده ، شما یکی از جلسات گفتین که هدف وسیله رو توجیه نمی کنه تو منطق اسلام ، بعدش یکی از جلسات دیگر دکتر در جواب یکی از دوستان گفت که خوب یا بد بودن اتفاق رو خود اتفاق معلوم می کنه ، یعنی یه اتفاقی مثل آدم کشتن بعضی موقع ها بد و مضمومه ، مثل زندگی اجتماعی خودمون ، و بعضی موقع ها هم مثل جهاد در راه خدا ، کشتن آدم ها خوبه و حتی سفارش هم شده ، بنا بر این اینجا به این نتیجه می رسیم که هدف وسیله رو توجیه می کنه دیگه نه ؟ البته و صد البته که به شر طها و شروطها ! مثلا هدف اگه رضای خدا باشه ، این وسیله آدم کشتن رو تو جنگ توجیه می کنه دیگه! ، در هر حال منتظر پاسختون می مونم!
یاحق
                                                                                                                 وب سايت
 
از عبدالله عزیز هم تشکر می کنم که ما را شرمنده کرد از بس آمد و عتاب کرد که چرا آپ نمی کنم
 

 
نويسنده: مریم                                                            سه شنبه 2 آبان1385 ساعت: 11:14
سلام.
عیدتون مبارک آقا سید. خوب هستید؟
بحث پست قبل و این پست خیلی جالب بود. راستی در مورد صحت اون روایتی که از امام صادق نقل کردین تحقیق کردین دیگه نه؟.. (ببخشید البته می خواستم یه همچین چیز عجیبی رو راحت تر باور کنم.
من یه سوال دارم آقا سید که شاید از دید شما خیلی سوال نباشه اما خیلی وقته که دارم دنبال جوابش می گردم.
شما می دونید بهترین چیز برای نذر کردن چیه؟
ذکر؟ روزه؟ نماز؟ یا...
می دونید در روایات چی رو به ما توصیه کردن؟...
یکی از دوستام می گفت بهترین نذر اینه که آدم تلاش کنه تا گناهی رو که به انجامش عادت داشته ترک کنه.
خیلی ممنون.
                                                                                                              وب سايت
 
 
و این هم یک کامنت مشابه و در تایید سوال مریم خانم... از دوست خوبمان رعنا:

نويسنده: رعنــا                                                                 شنبه 6 آبان1385 ساعت: 22:35
سلام آقا سید
عید فطر رو به شما و خانواده ی محترمتون تبریک میگم
انشاالله که عبادتهاتون قبول درگاه حق باشه .

با اینکه براتون کامنت نمی ذاشتم ولی از مطالب قشنگتون خیلی استفاده کردم
عکسها رو آرشیو کردم
واقعا بحث قشنگی رو باز کردین

کامنتهای وبلاگ شما هم یه طوریه که مثل بعضی از پایان نامه ها که از داخلشون چندتا مقاله بیرون میاد ، از دل اونها هم انگار چند تا پست وبلاگ بیرون میاد !

یکی از عزیزان در مورد نذر کردن پرسیده بودن که اتفاقا سوال من هم بود
اینکه چه نذری بهتره ...
البته به یه چیزی معتقدم و اون اینه وقتی دل آدم با خدا ارتباط پیدا کرد ، هر چیزی که با نیت خالص و از ته دل و فقط برای خدا باشه ، میتونه مورد نذر قرار بگیره
حالا نمیدونم این طرز فکرم چقدر صحت داره ...

بازم از لطفتون ممنونم
یا حق ...
                                                                                                             وب سايت


نويسنده: هانیه                                                           پنجشنبه 4 آبان1385 ساعت: 20:3
چقدر این مطلب جالب بود، دست شما درد نکنه... یه سوال، یعنی اون چیزی که ما به عنوان انسان های اولیه می شناسیم و شبیه میمون بودن و تو غار زندگی می کردن و ... همون آدم های قبل از حضرت آدمن؟
                                                                                                          وب سايت
 
 این شما و این هم این سوالات ... کمک کنید تا ....