سلام همراهان همیشگی
اگه در خاطرتون باشه چند روز قبل گفتم که مدتها تو نوبت بودم تا دوستمون حسین ظهوری صاحب وبلاگ حقایق پنهان لطف کنه وبلاگ منو به نقد بکشه و البته از نوع نقدهای بی رحمانه ... چون در نقد، تعارف و به به و چه چه مفید نیست و آدمو متوجه اشتباهاتش نمی کنه .. من هم قول داده بودم که نقد ایشونو بی کم و کاست اینجا منعکس کنم....
به هر حال، حالا که ایشون زحمت کشیدن و این کارو انجام دادن ضمن تشکر از وی، عین نقدشونو براتون کپی می کنم.
****
بعد از ثبت بررسی وبلاگ شب نامه ، عده ای از دوستان انتقاد کردند که لحن نقد ، بیش از حد گزنـــــده بوده ، از طرفی برخی دیگر خواهان نقد تند و تیز و واقع گرایانه و بدور از تعارفات معمول هستنـــــــــــــــــد که البته راقم نیز با گروه اخیر موافق تر است چرا که قرار است انتقاد کنیــــــــــــــــــــــم برای بهتر شدن ، یعنی تکیه نقد باید روی نقاط ضعف باشد در هر حال از همه عزیزانی که دلگیر شده یا خواهنـــــــــــــــــد شد قبلا عذر خواهی نموده از خدا مصرانه می خواهم یکنفر هم پیدا شود و وبلاگ راقم و ایضا خودش را بصورتی حقیقت مدارانه و آینه وار و واقع گرایانه ، نقد نماید .
وبلاگ : لبگزه
موضوع : آزاد
نویسنده : محمدرضا واحدی
قالب وبلاگ ، از قالب های آماده بلاگفاست و بنظر ، انتخاب نادرستی نرسید لااقل چشـــــــــــــــم را آزار نمی دهد . عنوان وبلاگ در نگاه اول اندکی ثقیل و دور از ذهن بــــــــــــــــــــــــود ولی در بررسی مجدد و مطالعه شعر مرجع و مبنــای نام ، اندکی از ثقل آن کاسته شد . اما باید در نظر داشت کـه اولیــن دست آویز و حبل المتین وبلاگ نام آن است .
در این اقیــانوس بی کران وبلاگـهای فارسـی که تعدادشان واقعا لا تعد و لا تحصی است ، اولین و مهمتـــــــــــــــــرین و تنها عامل و انگیزه برای کلیـــک کردن و ورود بفضای وبلاگ ، در حقیقت ، عنوان آن است و یک نام زیبا و تاثیر گذار می توانــد تعداد بیشتری مراجع و خواننده را جذب کند . در مورد تعداد مراجعین هم باید عرض کنم ، شـــــــــــــــــــــــــــما بهترین نشریه تاریخ را منتشر کنید ، وقتی خواننده نداشته باشد چه سود . زیباتریــــــــــــــــن فیلم دنیـا بدون بیننده فایده ای ندارد . حتی اسلام هم بدون مسلمان ارزشی ندارد . پیغمبــــــــــــــــــــــــر اســلام هم که عقل کل بود ، مبالغی را ، تحت عنوان «مولفه قلوبهم» به جذب افراد اختــــــــــــــــــــصاص میــداد ، بعد برای آنها صحبت میکرد . تعداد کامنتــــــــــهای وبلاگ ، اولین چیزی است که توجه وبـــلاگر را جلــب می کند . منتها روش جذب و جلب مخاطب مهم است و ایده و فکری که برای این کار مستـــفاد می گردد . وبلاگهای رنگارنگی هستند که برای افزایـــش مخاطبشان بهر شیوه ای متــــــوســـل می شوند . از تصاویر مستهجن تا نوشته های سخیف و نازل و موضوعات بی ارزش .
اتفاقا برخی موفق هم می شوند و عده ای را مشتری دائمی و ثابـت خودشان مینماینـــد ، نام نمی برم که سوء تفاهمی ایجاد نشود .
به اعتقاد نگارنده این سطور اگر کسی بتوانـد با روشــهای معقول و منطقی و بدون تنزل شان خود و رسانه اش ، تعداد مخاطب را افزون نمایــــــــــــــــد ، می توانــد بخود و رسانه اش از این جهت ببالد. فراموش نکنیـــــــــــــم که فیلم گنج قارون در زمان خود ، تا مدتـــها پر فروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران بود .
در قسمت موضوع وبلاگ ، علی القائده باید مطالبی مهمتر از این جملات ثبـــــــــــــــــت گردد . مطالبـی که آنقدر از نظر نویسنده حائز اهمیت است که نمی توان آن (ها)را در یک پست ، بدلیل عدم ثباتــــــــش در صفحه اول وبلاگ، رقم زد.
درموضوع پیوندها ، علی رغم درست بودن محتوا ،هم کلام قدری اطالــــه شده ، هم جای مناسبی ثبت نشده . مثلا می شد این جمله را ، آنهم در ابتدا یا انتـــــــــــــهای بــخش پیوندها قرار داد : ثبت پیوند لزوما دلیل موافقت با نظرات مطروحه در آن نمی بــاشد . یا چیـــــــــــــــــــزی شبیه یا حتی موجزتر از این . از یاد نبریم که ما اکنون در جهانی و زمانی زنــدگی می کنیـــــــــــــــــم که ایجاز ، استفاده بهینه از زمان و مکان ، یکی ازمهمترین ارزش ها باید محسوب شود .
لینک ها را ، البته چندتائی که باز کردم و دیدم ، نسبتا پسندیدم . لا اقل حرفی برای گفتــــــــــــن دارند . نه مثل بعضی وبلاگهای این زمانه که فقط چرک نویس دفتر خاطراتند و بس .
یکبار عرض کرده ام وجود خبر نامه را ، در وبلاگهای اینچنینی زیاد مناسب نمی دانم ،شاید بتـــــوان برای گرفتن ایمیل مخاطب و در ارتباط بودن با او راه بهتری یافت ، راه بهتری که نتیـــــــــــجه بهتر و استقبــــــال بیشتری را کسب کند . بیشتر از استقبال نا چیزی که معمولا از خبرنامه ها می شود .
کالبد شکافی :
اولین پست صفحه اول ، راجع به رمضان و قبر و قیامت است . قادر نیستــــم تعجب و شـــــادی خود را از اینکه یک جوان امروزی از مقولاتی مثل رمضان و قبر و مرگ سخن می گوید پنهان نمایم .
نه ، رو در هم نکنید ، قبر و قیامت به صاحبش قسم ، چیز بدی نیست . فکر مرگ انسان را زنـــــــــــــــده می کند . یاد قبر و تاریکی آن ، جوان را از خیلی اعمال که قبرش را تاریکتر می کنــــــد دور می ســــــازد توصیه می کنم لا اقل هفته ای یکبار به قبرستانی بروید و به عاقبت و سرانجام دنیا عمیــــــــــــــــــقا فکر کنید . این ، فکر کردن است که از هفتاد سال عبادت برتر و بهتر است .
پست فقیر ، نوول کوتاهی است که روی آن کار نشده . بیشتر شبیه طرح یک نوول است تا خــــــــود آن . بارقه هائی از استعداد داستان نویسی را می توان بزحمت و کنکاش در آن یافت .
پست تلمود اطلاعات جالبی است راجع به معتقدات یهودیان ،که نگارنــــــــــــده از آن بی اطلاع بـــوده و مطالعه آن را به همگان توصیه می نماید . البته می دانستم که تورات فعلی تحریف شـــــــــــــــــــــــــــده و موضوعات نامعقولی در آن گنجانیده اند . آنچه راقم ، از دستور صریح قرآن ، راجع به اهل کتــــــــــــــــاب می داند ، این آیه شریفه است :
ان الذین آمنو والذین هادو و النصاری و الصابئین من آمن باالله والیوم الآخر و عمل صالحا فلــــــــــــــــــــهم اجرهم عند ربهم ولا خوف علیهم ولا هم یحزنون . (بقره ۶۲)
بدرستی که کسانی از مسلمانان و یهودیان و مسیحیان و صابئین(پیروان یحیی ع) که موحــــــــــــــــــــد بوده بروز باز پسین ایمان و عمل صالح داشته باشند اجرشان نــزد خدا محفوظ و هیچ تــــــرس و حزنــی نباید برآنها مستولی گردد .
و نگارنده این سطور عرض می کند که اگر کسانی بر این اعتقادنــــــــــــــــــــد که غیر مسلمیــــن همه در آخرت معذب و خسران زده خواهند بود ، طبق نص صریح قرآن در اشتباهند . گوهر و جـــــــــــــــــــــــــــوهر دینداری ، بفرموده حق ، سبحانه و تعالی ، ایمان بخدا و عالم پس از مرگ و عمل صالح اســــت که از هر کس با هر آئینی صادر شود مقبول در گاه احدیت واقع می گردد .
بنظر می رسد نویسنده وبلاگ با اطلاعات مذهبی و دینی بیگانه نیست و این برای نــــــــــــــــگارش یـک وبلاگ توانائی مفید ی است .
پست «لبگزه» ، تذکر بجائی است راجع بنام وبلاگ . هرچند که غزل مذکوره ارزش ادبی چنـدانی نـــدارد. قسمت «بشتاب ...» داستان خواندنی است و بجا ، اما ادبیات جمله معترضه میان آن با سایــــر بخشها هماهنگ نیست« اگر تا اینجا را نخواندید بی خیال ...» باید عرض کنم که نگارنده این سطور، بهیچ وجـــه من الوجوه با استفاده از ادبیات محاوره در خلال یک نوشته یاوبلاگ مخالف نیست . اما بایـــــــــــــــــــــــد در نظر داشت که هر سخن جائی و هر نکته مقامی دارد .
مرحـــــــــــــــــــــــوم جلال آل احمد بزیباتریــــن شکل از این گونه ادبی ، در نگارشاتش بهره برده ، بطوری که مطالعه آنها بسیــــــــــــار هم لذت بــــخش است . اما اگر شلختگی فکری و تنبلی ذهنی و کهولت در استخدام کلمات ، عامل این گونــــــــــــــــــــــه نوشتارها گردد ، که مع الاسف در وبلاگیسم این زمانه ، وفور موجب نفور آن بر کسی پوشیــــــــــــــــــده
نیست ، ارزش ادبی اثر را تنزل می دهد . حتی یکی از دوستان در انتـــــــــــــقادی به راقم نوشتـه بــــود «من بخشهای زیادی از تالیفات تو را نفهمیده ام .» در حالیکه آثار حقیر اصـــــــــــــــلا غامض و پیچیـــــده نیست و علت این امر در واقع عادت کردن نسل جوان ما به ادبیات سهل الوصول و در دستـــــــــــــــــــرس است و سر سوزنی هم حاضر به تلاش جهت استعلای آبشخور فکری خویش نیستند .
البته کلیت وبلاگ لبگزه مصداق عرایض حقیر نیست .
بنظر می رسد مطالبی همچون جمکران بیشتر با فضای معنـــــــــــــــوی حاکم بر لبگزه همســــوئی دارد تا عام الحزن . از اینرو که موضوع اخیر بیشتر حالت تقویم تاریخ دارد ، اگر بحث در اطـــــــــــــــــــــــــراف آن اندکی گسترش میافت پسندیده تر و خواندنی تر می نمود . بگذریـــــــــــــــــــــــم که در پســـــت جمکران نیز محاوره بکار آمده ، که از قضابرخی قسمتها در مظان نا بجائی و نادرستی نیست .
قلم صاحب این اثر ، زیبا و خوش قریحه و مستعد بنظر می رسد . نوشته هایش بدل می نشینـــــــــــــد و نشان میدهد از سر اجبار به نگارش رو نیاورده و قلم و متعلقاتش را لا اقل تا حدودی می شنـــــــاسد .
قسمتهای خدیجه و گرسنگی ، آشکارا گویای این حقیقت است . پست راهنمائی هم که نمی دانم از کجای این وبلاگ سر در آورده که اصلا در خور آن نیــــــــــــــــــــست . دلیل و برهان هم نیاز ندارد حدس میزنم خود نویسنده نیز تاکنون متوجه شده باشد .
و نهایتا پست نظر خواهی که اظهار لطف نویسنــــــــــــــــــــــــده است نسبت به این کمترین و توضیحات مربوطه را قبلا عرض کرده ام .
و من حیث المجموع ، باید به وبلاگ لبگزه و نویسنده خوش ذوقش تبریک گفت و همــــــــــــــــــگان را به دیدن و خواندن این وبلاگ دعوت نمود .
چند نکتــــــــــــــه به آفت نسیان دچار شد ، اول اینکه جای چند عکس ، در این وبلاگ خیلی خالی است ،
دوم اینکه استفاده بدون قصد و منظور از رنگهای مختلف در برخی پستها نابجا بنــــــــــــــــظر می رسد
و نکته آخر اینکه فقط صفحه اول این وبلاگ در بررسی راقم مورد توجه قرار گرفت .
و .... برای واحدی عزیز آرزوی توفیق روز افزون مینمایم . یا حق