85- خواستگاری
سلام دوستان
بازم از این همه تأخیر در بروز شدن عذر خواهی می کنم ... و یک عذر خواهی دیگه به خاطر این که در این مدت نتوانستم برایتان کامنت بگذارم ... این را حمل بر بی محبتی ما نکنید...
اجازه بدهید اینجا به پاسخ سؤال خانم مهرانه بپردازیم ... چرا مردها فقط به خواستگاري زنها ميروند و چرا نبايد زنان و دختران به خواستگاري مردان يا پسران بروند؟

اينكه ميگوئيد نبايد چنين شود ما هيچ اصل و دستوري نداريم كه نبايد دختران به خواستگاري بروند. يعني هيچگونه منعي بر خواستگاري كردن زن از مرد وجود ندارد و اتفاقاً نمونههايي هم در اين زمينه داريم كه مهمترين آن، خواستگاري كردن حضرت خديجه از محمد امین يعني پيامبر اكرم(ص ) است.
اين تنها يك سنت است كه همواره مردان، اقدام به درخواست و طلب ازدواج و پيشنهاد همسري به زنان بکنند. اما اينكه اين سنت از كجا آغاز شده و در كدام يك از فرهنگ ها و تمدنها ريشه دارد، به نظر ميرسد يك سنت الهي است كه از ابتداي خلقت پايه گذاري شده و ربطي به ملتي خاص يا فرهنگي خاص ندارد.
در داستان خلق آدم و حوا ميخوانيم که چون نگاه آدم به حوا افتاد گفت: خدایا ! این مخلوق زیبا کیست که دیدنش موجب انس و آرامش من می گردد؟
فرمود: این کنیز من است. آیا مایلی که همدم و همراهت باشد و با تو سخن گوید و از تو اطاعت کند؟
آدم پاسخ داد: آری .. و در مقابل آن تا وقتی زنده هستم شکر وسپاس تو را به جای خواهم آورد.
آنگاه خداوند نیروی شهوت را در وی قرار داد و فرمود: او را از من خواستگاری کن.
پس از خواستگاری ، ان دو به ازدواج یکدیگر درآمدند و آدم به حوا گفت: به طرف من بیا.
حوا گفت: تو به سوی من بیا.
و آدم به دستور پروردگار چنان کرد .. و در روایت است که چنانچه حوا به طرف آدم می رفت ، سنت چنین می شد که بانوان برای ازدواج به خواستگاری مردان بروند.
بنابراين بايد گفت: اين يك سنت فطري و حتي غريزي است كه بر پايهي نيازها، ظرافت ها و ظرفيتهاي زن و مرد بنيان نهاده شده است. یعنی درست است که اشكال شرعي ندارد اما واقعاً آیا عواطف زن، پذيراي اين معني هست؟
بیایید نگاه به جوامع لاابالي و به ظاهر مدرن كه همهي ضوابط و اصول اوليه اخلاقی و حتی انسانی را به هم ريخته اند نكنيم. آنها وقتي چند همسري و همجنس بازي را روا ميدانند اينكه ديگر چيزي نيست كه بگويند خواستگاري زن از مرد هم عيبي ندارد. البته باز هم ميگويم كه از نظر ما هم عيب شرعي ندارد ولي نبايد اصول عرفی که معمولاً بر اساس دین، اخلاق یا فطرت و حتي غرايز طبیعی بنا شده است را زير پا بگذاريم.
حتي در عالم حيوانات نيز معمولاً نران هستند كه به انواع وسايل، گاهي به جلوه گري و گاهي به قدرت نمايي و گاهي به راندن حريف از معركه و . . . سعي ميكنند عواطف و احساس ماده را به سوی خود جلب کنند تا به عنوان جفت او انتخاب شوند. اين قاعده در اكثر حيوانات اهلي و وحشي وجود دارد.
شيران جنگل، وقتي فصل انتخاب همسر ميشود گرد مادهاي جمع ميشوند و آن قدر با هم زد و خورد ميكنند تا آنكه شير قويتر، همه ی حريفان را از صحنه بدر كند و مقبول شير ماده شود.
طاووس و بوقلمون و بسیاری از حیوانات دیگر ، براي جلب نظر ماده شان، خود آرائي ميكنند؛ پرها را باز و زيبايي شان را به رخ ميكشند تا ماده، آنها را انتخاب كند.
كبوتر آن قدر طلب نياز ميكند و آن قدر ناله ميزند تا مادهاش را به سمت خودش جلب كند.
حتي در ماهيهاي آكواريوم كه در بسياري از خانهها هست انواع مختلف و اشکال گوناگونی براي دلبري و خواستگاري و قبولاندن خود به مادهها مشاهده ميکنيم.

بنابراین، این نظام طبیعت و قانون خلقت است که مرد، صاحب خواسته و نیاز باشد و زن مظهر جلوه و ناز... یعنی مرد باید به آستان زن برود و برای جلب رضایت او امتیاز بدهد و زن باید شمع و گل بارگاه نشینی باشد که مرد را به عنوان گل و شمع به حضور بپذیرد. این بهترین ضامن حیثیت و احترام زن و جبران کننده ی ضعف جسمانی او در مقابل قدرت مرد است و همین باعث حفظ تعادل و توازن در زندگی آنان می باشد.
اين فطرت يا اين غريزه، همه بر اساس حكمتي طراحي شده كه ميتواند عمدتاً ناظر بر آبرومندی زن و وزانت و ارزشمندی وی به عنوان موجودي ظريف، احساسمند و در خور احترام باشد. از طرف دیگر ، این نیاز است که فرد را به سمت خواسته اش می کشاند و معمولاً آدمی برای رسیدن به خواسته اش دچار سختی ها و مشقت های جسمی و روحی می شود که به طور طبیعی ، در توان زنان بخصوص از نظر روحی و روانی نخواهد بود.
به خاطر همین است که برای مرد چندان اهمیتی ندارد و خلاف شئونات خود نمی داند که از زنی خواستگاری کند و جواب رد بشنود و به سرعت سراغ دیگری برود و این کار را آنقدر تکرار کند تا به مطلوب خود برسد ... در حالی که واقعاً روحیه و احساس ظریف و شکننده ی زن ــ که می خواهد معشوق باشد و بر روح ، روان و اندیشه ی مرد حکومت کند ــ هرگز تحمل این معنی را ندارد. نکته ی دیگر اینکه معمولاً و بر اساس نظام آفرینش و شرائط روحی و فیزیکی حاکم بر خلقت زن و مرد، این طبیعت و خصلت مرد است که تکیه گاه باشد و این نیاز طبیعی زن است که تکیه گاهی داشته باشد.
امیدوارم موارد شاذ و استثنایی، موجب تردید در این سخن نشود چه آنکه ما نظام اصلی و قاعده ی کلی را بیان کردیم و خود نیز وجود موارد استثنایی را نفی نمی کنیم. و به قول شهید مطهری که می گوید این یک قاعده است که مردان خشن و اهل رزم آفریده شده اند و زنان ظریف و اهل بزم ... اما گاهی مشاهده می شوند مردانی که از زنان ظریف تر و بزمی ترند و همینطور زنانی کا از مردان خشن تر و رزمی تر ... ولی اینها موارد نادر و استثنایی هستند که آن قانون کلی را نقض نمی کنند.

بگذريم ... بحث طولاني نشود. بنابر آنچه گفته شد همین شیوه یعنی خواستگاری مردان از زنان ــ و نه عکس آن ــ بهترین عامل حفظ پایداری زندگی زناشویی و عزت و احترام زن و جایگاه واقعی او نزد مرد ؛ و حفظ و حراست او توسط شوهر است. یعنی وقتی مرد با دنیایی از نیاز به خواستگاری زن رفت و زن بالا نشین با دنیایی از ناز ، به خواسته ی او پاسخ مثبت داد معنایش این است که مرد ملزم ميشود تا در قبال این محبت و عشق، خواستههاي او را بپذيرد، با او به محبت و احترام رفتار كند ، نيازهاي مادي و معنوي اش را برآورده و تأمين نمايد، او را بي پشتوانه و رها نگذارد ، در مقابل ديگران از او حمايت كند و به عنوان شريك زندگي و همراهی مهربان در غم و شادي با وي انس بگيرد.
اکنون و در این زمانه که این سنت حسنه و صحیح جاری است متأسفانه زنان این همه مورد ظلم ، تحقیر ، ناسپاسی ، آزار روحی و حتی اذیت و ضرب و شتم جسمی قرار می گیرند، آیا جای این پرسش وجود دارد که اگر شرائط به عکس بود و زنان باید از مردان خواستگاری می کردند و مردان با ناز و افاده قبول می کردند که شوهریشان را به عهده بگیرند، چه اتفاقی می افتاد؟ آیا این قدرت روحی مرد، بر قدرت جسمی او اضافه نمی شد و بار ظلم زنان مضاعف نمی گشت؟
می گویند زن وشوهری در راه خود به رودخانه ای رسیدند. مرد گفت: من که می ترسم و اهل گذر از این رود نیستم ...
زن بیچاره که اوضاع را چنین دید حاضر شد مرد را بر دوش خود بکشد و از عرض رودخانه عبور کند و چنین هم شد . وسط رودخانه که رسیدند زن که خسته شده بود تکانی به خود داد و گفت: خسته شدم .. چقدر سنگین هستی..
مرد گفت : مثل اینکه من مرد هستمااااااا .. ![]()