119- شرایط ظهور
سلام دوستان... شرمنده ی عواطف همگی شما ![]()
باور کنین اصلا یادم نبود که سرکار خانم سمیه سؤالی کرده بود و من باید جواب می دادم ... بگذارید پای کم حواسی و گرفتاری
و شاید به قول یه مسافر عزیز سن و سال بالای هشتاد سال و کهولت سن..![]()
اول از خانم سمیه و سپس از شما دوستانی که در پست مربوط به این سؤال آمدید و همراهی کردید و جواب هایی هم نوشتید عذر می خواهم ... دوستانی چون صدر .. احمد علی یزدی .. آبجی خاطره .. لیدا .. ریحانه .. سید محسن .. یاسمن .. یوسف .. ستاره آسمانی .. سمیه .. سیاوش .. فرشید آوید .. محمود .. محدثه .. محسن داداشی و فرزانه و دیگر دوستان..
برای یادآوری عرض می کنم که ایشان در سوالش نوشته بود:
مثل همیشه مطلب بسیار جالب و آموزنده ای بود
من یه سوال داشتم اگه بتونید جوابمو بدید خیلی ممنون میشم کمک بزرگی به من میکنید
خدا میفرماید که سرنوشت هیچ قومی را تغییر نخواهم داد مگرآن قوم خود سرنوشتشان را تغییر دهند اگر ظهور حضرت مهدی را به منظور تغییر در نظر بگیریم با این گفته تعارض داردآیا به این مفهوم نیست که خود باید سرنوشت جامعه خود را تغییر دهیم به عبارتی تغییر را باید خود آغاز کنیم و منتظر بمانیم تا ضد ارزشها به اوج برسد تا حضرت مهدی ظهور کند. در چنین شرایطی حضور و ظهور حضرت چگونه است(نقش آن بزرگوار چگونه است)؟
راستی آقا سید من آپ شدهام دوبار ولی شما فرصت نداشتید به ما سر بزنید
منو ببخشید که با سوالاتم اسباب زحمت میشوم.
و امروز با کلی عذر خواهی از تأخیر ... به پاسخ این سؤال می پردازم:
شكي نيست كه بر اساس روايت هاي وارد شده ، ظهور امام زمان وقتی خواهد بود كه ظلم و تباهي و فساد، زمین را فرا گرفته و به عبارت دیگر، جنبه ي غالب زندگي هاي اجتماعي شده باشد.
اين موضوع باعث شده است بعضي ها با نیت های مغرضانه تبلیغ کنند و بعضی دیگر با ساده اندیشی باور كنند که در راه خدمت به فرهنگ مهدويت و تعجيل در ظهور حضرتش، بايد به گسترش فساد كمك كرد و یا دست کم اینکه در مبارزه با فسادهای رایج هیچگونه اقدامی نکرد و به سكوت محض گذران كرد. در حالي كه هر دو تفكر به یقین دارای اشكال اساسي است. زيرا هرچند گسترش فساد و رواج بي بند و باري چه از ناحیه ی اعتقادي یا عملي و یا اجتماعي و حتي سياسي، به عنوان شرط و زمينه ي ظهور امام زمان ذكر شده است؛ اما بايد توجه داشت كه اين شايد يك شرط لازم باشد، اما به يقين شرط كافي نيست. يعني درست است كه رواج فساد، از جمله ی مقدمات و اسباب ظهور است ولي تمام علت آن نيست و ظهور آن حضرت منوط به شرايط و مقدمات ديگري است كه عمده ترينش فراهم بودن زمينه ی ظهور و پذيرش مردم است.
در بسیاری از متون دینی ما، اخلاق اجتماعی و روحیات فردی و در نهایت عدم آمادگی جوامع انسانی، به عنوان مانع اساسی برای حضور امام شمرده شده است و اضافه شده که اگر این مانع برطرف شود، دلیلی برای غیبت آن امام بزرگ وجود ندارد و به یقین اگر مردم لیاقت و شایستگی درک حضورش را داشته باشند، او در بین آنان حضور خواهد یافت. زيرا براي وجود يك حكومت عدل الهي، اول وجود حاكمي چنين لازم است و بعد مردمي كه چنين حكومتي را پذيرا باشند، مشتاقانه بخواهند و از صميم جان بدان پاي بندی داشته باشند.
بنابراین مي توان چنين استفاده كرد كه وجود فساد، تنها یک مقدمه است كه در به وجود آوردن چنين زمينه اي مؤثر است. يعني مردم از اوضاع و احوال حاكم بر خويش و رواج ظلم، بي عدالتي و تبعيض، عدم امنيت و... خسته مي گردند و خواهان تغيير و تحولاتي مي شوند كه آن را در حيطه ی قدرت و لياقت انسان های معمولي و قوانین عادی نمي بينند و چنين است كه زمينه ی انتظار يك منجي و مصلح واقعي كه بر عالم غيبي و قدرت معنوي الهي تكيه دارد و مي تواند جهان را به عدل و داد و آباداني و امنيت رهنمون شود، فراهم مي گردد كه شاید دستي از غيب برون آيد و كاري بكند.
پس روشن شد که زمينه سازی برای ظهور امام، با تلاش در راه گسترش فساد نيست؛ بلكه باید با فراهم آوردن زمينه هاي فردي و اجتماعي، اعتقادي و عملي در میان مردم و سعی در ایجاد باور و پذيرش عمومي حكومت آن حضرت صورت گیرد. و از اين رو نمي توان ادعا كرد كه براي تعجيل در ظهورش بايد به فساد روي آورد و آن را همه گيرتر و فراگير تر كرد. زيرا به طور مسلم، هم از نظر اسلام و هم از نظر خود امام زمان، ظهور وي به تنهايي هدف نيست. يعني هدف نهايي و اصلي اقامه ی حكومت الهي و رواج عدالت است و اگر چشم به انتظار وي نشسته ايم، به خاطر آن است كه حضور وي را موجب برپايي احكام الهي و اجراي اسلام عزيز مي بينيم.
حال اگر ما براي ظهورش دست به گسترش فساد بزنيم، آيا با آن هدف اصلي و نهايي يعني برپايي احكام اسلام منافات ندارد ؟ آيا با دستورات صريح قرآن و احاديث اسلامي مخالفت ندارد ؟ مسلماً دارد. زيرا تمام آيات و روايات به ما دستور پرهيز از گناه ، ظلم و … دادهاند . مگر نه آنکه اين همه دستور صریح و اکید بر اجرای امر به معروف و نهي از منكر در آیات و روایات وارد شده است؟ و مگر نه آنکه این دو فریضه حتي جزء فروع دينمان قرار گرفته است؟
از طرف ديگر اگر ما در گسترش فساد نقش ايفا كرديم و به منظور ظهور حضرتش از هيچ تلاشي در اين زمينه كوتاهي نكرديم؛ آيا وقتي او آمد از ما تشكر ميكند ؟ يا اينكه به جرم همين فساد انگيزي ما را به سزاي اعمالمان ميرساند؟ مگر او براي چه ميآيد ؟ آيا فقط براي حكومت كردن و به قدرت رسيدن ميآيد كه بگوييم از هركسي در راه ايجاد حكومتش به هر شكلي تلاش كرده و حتي از ابزارهاي نامشروع در اين راه استفاده كرده است، تقدير و سپاسگزاري ميكند؟
مگر نه آنكه او تنها و تنها براي احياي دين و اجراي احكام اسلامي ميآيد ؟ مگر نه آنکه او برای در هم کوبیدن مفاسد و مفسدین می آید؟ در اين صورت با فساد انگيزان و فساد آفرينان چه برخوردي خواهد كرد ؟
هرچند اين مثال خيلي ساده و ابتدايي است اما از آنجا كه در مثل مناقشه نيست ميتوان موضوع را چنين به ذهن تقریب كرد كه فرض كنيم به ماگفته ميشود كه اگر خانهي مسكوني شما در اثر خرابكاري بدخواهان ويران شد يك نفر خواهد آمد و ضمن آنكه خرابكاران را به سزاي اعمالشان ميرساند، آن را از نو به بهترين وجه ميسازد و بدون هيچ شرطي تحويلتان ميدهد . آيا ما مجازيم كه خود، دست به تخريب خانهي خود بزنيم و به امید آنكه خانه اي بهتر داشته باشيم با خرابكاران همكاري كنيم ؟ در اين صورت آیا خود ما نيز جزء خرابكاراني نیستيم كه بايد به سزاي اعمالشان برسند؟ مسلماً اینطور است. و در این صورت حتی اگر خانه برسر خودمان هم خراب نشود، او خواهد آمد و خانه را هم خواهد ساخت؛ اما ما ديگر از آن خانه استفاده نخواهيم كرد زيرا درشمار ديگر خرابكاران مورد تنبيه قرار گرفته و از بین رفته ایم.
به نظر ميرسد اين تفكر چه از نوع مغرضانه و چه از نوع جاهلانه اش ناشي از چند چيز باشد:
1 ـ علاقه به فساد و دنبال توجيهي براي آن گشتن.
2 ـ ترس از مسئوليت پذيري و فرار از آن.
3 ـ بيتفاوتي نسبت به جامعه و اجراي احكام اسلام در آن و اينكه دنيا صاحب دارد، چرا ما خون خودمان را
كثيف كنيم؟
به هر حال به نظر مي رسد كه ما در زمينه ي مقدمه سازي ظهور حضرتش وظايفي پس سنگين داريم و مطمئناً اين شیوه ی انحرافی، راه به جایی نمی برد و نه تنها وظیفه نیست كه خلاف وظيفه هم هست. وظيفه ي ما آگاه كردن مردم و زمينه سازي براي پذيرش فرهنگ مهدويت است که می تواند بوسیله ی تبیین مفاسد موجود از یک طرف، و بیان ناتواني قوانین دست ساز بشری و همینطور افراد عادي براي سرو سامان دادن به اوضاع جهان از طرف دیگر صورت گیرد.
ضمن آنکه باید در عمل نیز الگويي مناسب براي صداقت گفتار و رفتار ياران امام زمان و منتظران واقعي او باشيم. يعني اينكه مردم با ديدن ما و مراتب پاكي و ايمان ما که به عنوان ياران و چشم انتظاران موعود منتظر شناخته می شویم، آن عزيز غايب از نظر را بيش از گذشته باور كنند و تنها راه نجات خویش را در ظهور او بدانند و از صميم دل براي آمدنش ـ كه جان جهاني به قربانش ـ دعا كنند و برای دیدنش و درک حضورش سر از پا نشناسند.
آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست هر كجا هست خدايا به سلامت دارش
سلام.. امروز که کامنت ها را چک می کردم ضمن اینکه همه محبت کرده بودند و به نوعی در بحث شرکت کرده بودند اما یک کامنت خیلی گویا، کوتاه ولی مستند و محکم بود.. .. سرکار خانم الهام که وبلاگ بسیار پرمحتوایی هم با نام آخرین سپیده دارد، چنین نوشته است
سلام
یوم لا ینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیرا
این بخش زیارت آل یس کاملا وظیفه ما را در این دوران روشن می کنه.
لطف کردید به من سر زدید.
منتظر حضور آتی شما هستم.
یا علی
جدا لذت بردم از همه ی اظهار نظرها و نظر این خواهر خوبمان ... اما اجازه بدهید این فراز از زیارت آل یاسین را برایتان ترجمه کنم... این فراز که در واقع یک آیه قرآنی است چنین می گوید: در آن روز ، ایمان آوردن کسی که از قبل ایمان نیاورده یا از ایمانش بهره ی مناسب نبرده است، برایش فایده ای ندارد
درود بر همه ی شما منتظران