40- ناكامي هاي زندگي1
چندی پیش در جلسه ی پرسش و پاسخ یکی از مراکز آموزشی دخترانه، دختری پرسید:
دلیل شکست زندگی ها و ازدیاد طلاق در روزگار فعلی چیست؟
و من گفتم: يكي از مهمترين عوامل شكست زندگيها و منجر شدن آنها به طلاق، توجه زیاده به ارزش های موهوم و ملاكهايي است كه نه از نظر ديني دارای اعتبار است و نه از نظر واقعي، تأثيري در خوشبختي و دوام زندگيها دارد.
توجه بيش از حد به مسايل مادي، ثروت، مقام، شئونات اجتماعي، مدرك تحصيلي، اندام و زيبائي و... از عمدهي مطالبي است كه ضمن اين كه در جاي خود لازم الرعايه هستند اما توجه بيش از حد به آنها و تنها مدرك قرار گرفتن آن ها دو عيب اساسي دارد:
1- چه بسا گزينههاي مناسبي كه براي یک جوان وجود دارند اما به دليل اينكه يكي از اين شرايط را ندارند، جوان تن به ازدواج با وی در نمی دهد و منتظر كسي ميشود كه از اين ديدگاه، ايدهآل باشد. بنابراين ضمن آنكه آن مورد خوب را از دست ميدهد و ممكن است سن و سالش بالا برود و شرايط ازدواج برايش سخت تر و پيچيدهتر شود، معلوم نيست اگر با موردي ازدواج كرد كه اين خصوصيتها را داشته باشد داراي زندگي خوب و مناسبي شود. چون مؤلفههاي زندگي موفق و سعادتمند هيچ كدام از اين موهومات نيستند.
2- علاوه بر مطلب فوق، هر كدام از اين ها در طول زندگي ميتواند مشكل ساز باشد. گاهي ثروت زيادي مقام اجتماعي، زيبائي و .... هر كدام در جاي خود به نوعي دردسرهاي زندگي به حساب ميآيد. زنان بسياري داريم كه از ثروت انبوه شوهرانشان و اينكه وي ديگر وقتي براي آنها نميگذارد و از نظر عاطفي خانواده را تأمین نمی کند، رنج مي برند و ميگويند: با اينكه از نظر مالي و زندگي چيزي كم نداريم ولي ما و بچهها نياز به حضور عاطفي پدر در خانه داريم چه آنكه پول و امكانات همه چيز زندگي نيست.
مثل اينكه انسان در قفس طلائي زندگي كند و آب و دانهي مفصلي هم داشته باشد اما بالاخره قفس است و زنداني.
حديثي از پيامبر اكرم داريم كه فرمود: اگر كسي زني را به خاطر ثروتش به همسري برگزيند خداوند او را به همان ثروت وابسته ميكند و اگر به انگيزهي جمال و زيبايي اش، با او ازدواج كرد، مكروه و ناپسندي خواهد ديد ( يعني گاهي اين زيبايي موجب تنش، اختلاف و شك و . . . ميشود ) اما اگر تنها به خاطر ايمان و ديانتش با او وصلت كرد خداوند مال و جمال را نيز در او جمع ميكند. (وسايلالشيعه 14/31)
البته اين كلام به اين معني نيست كه اگر كسي همسرش را تنها به خاطر ايمان و تدين او برگزيد، خداوند او را ثروتمند و همسرش را زيبا ميگرداند و شکل و فرم چهرهي او را تغيير مي دهد ... نه، بلكه منظور آن است كه وقتي ازدواج از روي تقوي و به خاطر خداوند و تدين طرف مقابل صورت گيرد، خداوند گردش زندگي آنها را به گونهاي قرار ميدهد كه به داشتههاي خود اكتفا كنند و بي نياز از ديگران باشند و در چشم يكديگر زيباتر از زيبا رويان جلوه كنند.
نقل ميكنند زني آبله رو بود كه وقتي هنگام شستن صورت يك مشت آب روي صورتش ميريخت، يك قطره هم برنميگشت. يعني آنقدر صورتش چاله چوله داشت كه آبها در آن حفرهها جا خوش ميكردند. اما همين زن شوهري داشت كه هر وقت با هم بيرون ميرفتند براي آنكه زنش چشم نخورد آيهالكرسي ميخواند. اين همان معناي حديث پيامبر است كه اگر ازدواج به خاطر دين طرف باشد و انگيزهي ديگري در كار نباشد، خداوند مال و جمال را در او فراهم ميآورد.