و اما سعید عزیز پرسیده است:
سلام .خسته نباشین..یک سوال دارم و اون اینه که آیا در خود قرآن آیه ای هست که در آن در مورد تولد پیامبر(ص) پیش بینی کرده باشد؟؟در ادیان دیگر چطور؟؟؟؟

 البته منظور سعيد برايم مشخص نيست چون قرآن بعداز تولد پيامبر  و همراه با رسالت وي يعني از 40 سالگي ايشان به بعد نازل شده است. بنابراين پيش گويي ولادت آن حضرت در قرآن مفهوم ندارد. اما قرآن با پيامبر از يكديگر جدا نمي شوند و در جاي جای قرآن ذكر پيامبر وحود دارد. با اين حال اگر منظور صرفاً آيه اي است كه در زمينه بشارت گذشتگان به آمدن پيامبري به نام محمد صلي الله عليه و آله وسلم باشد، در آيه ی 6  سوره‌ي صف از زبان حضرت عيسي مژده‌ي ظهور و رسالت پيامبر بعد از خويش

به نام احمد را بيان مي كند: و اذ قال عیسی ابن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیکم مصدقا لما بین یدی من التوراة و الانجیل و مبشراْ برسول یأتی من بعدی اسمه احمد فلما جائهم بالبینات قالوا هذا سحر مبین

یعنی: وقتی عیسی به بنی اسرائیل گفت من فرستاده ی خدا به سوی شما هستم که تورات را تصدیق می کنم و به فرستاده ای به نام احمد نوید می دهم که بعد از من می آید. اما وقتی او دلایل محکم را برایشان آورد گفتند سحری آشکار است. 

البته ساير كتاب هاي آسماني به ويژه تورات و انجيل به بعثت پيامبري ديگر اشاره داشته اند كه به اعتقاد من منظور از او ، همان پیامبر اسلام یعنی حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم است. زیرا می دانیم که کتاب های مقدس فعلی، همان وحی واقعی الهی و کتابی که موسی و عیسی آورده اند نیست و به گواهی تاريخ و همچنين محتويات آنها، مورد تعرض و تحریف قرار گرفته اند. بنابراین نمی توان انتظار داشت که با صراحت كامل ظهور پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم را بشارت داده باشند.

با اين حال در همين كتاب های تحريف شده عباراتي ديده مي شود كه اشاره قابل ملاحظه اي به ظهور اين پيامبر بزرگ دارد. من چند نمونه را می آورم و علاقمندان را به کتاب های مفصل در این زمینه ارجاع می دهم:

ــ در تورات، سفر تكوين، فصل 17 می خوانیم: « و ابراهيم به خدا گفت اي كاش اسماعيل در حضور تو زندگي نمايد ...

و در حق اسماعيل (دعاي) تر ا شنيدم. اينك به او بركت دادم و او را بارور می گردانم و به غايت زياد خواهم نمود و دوازده سرور توليد خواهد نمود و او را امت عظيمي خواهم نمود»

ــ و باز در تورات، سفر تثنیه، بخش 33  آمده است: « و این همان برکتی است که موسی آن مرد خدا قبل از مرگ خویش بنی اسرائیل را (بدان) مبارک نمود... خدا از سینا آمد و از ساعیر بر آنان پرتو افکند و از کوه فاران نور افشانی نمود »

سینا محل سخن گفتن خدا با موسی است؛ ساعیر کوه های فلسطین است و اشاره به عیسی دارد و بالاخره فاران ، نام قدیم سرزمین مکه است. ( معجم البلدان حموی، ج4، ص 225 )

ــ در انجيل يو حنا، باب 14 الی 16  مي خوانيم : « اگر شما مرا دوست داريد احكام مرا نگاه داريد و من از پدرم خواهم خواست و او تسلي دهنده‌ي ديگر به شما خواهد داد كه تا به ابد با شما خواهد ماند...

و چون آن تسلی دهنده بيايد كه من از جانب پدر به سوی شما خواهم فرستاد يعني روح راستي كه از طرف پدر مي آيد او درباره‌ي من شهادت خواهد داد...

ليكن به شما راست مي گويم که برای شما مفيد است كه من بروم؛ زیرا  اگر من نروم آن تسلي دهنده به نزد شما نخواهد آمد. اما اگر بروم او را به نزد شما خواهم فرستاد... اما چون او يعني روح راستي بيايد او شما را به تمامي راستي ارشاد خواهد نمود، زيرا كه او از پيش خود سخن نخواهد گفت بلكه هر آنچه مي شنود خواهد گفت و شما را به آينده خبر خواهد داد » 

جالب است که قرآن در باره ی اهل کتاب می گوید: الذین آتیناهم الکتاب یعرفونه کما یعرفون ابنائهم و ان فریقاْ منهم لیکتمون الحق و هم یعلمون ( بقره / ۱۴۶ )

یعنی:  آنان که کتاب ( آسمانی ) به ایشان داده ایم، او  ( یعنی محمد ) را مانند فرزندانشان می شناسند؛ اما گروهي از آنان با اينكه به حق علم دارند، آن را كتمان مي كنند. 

بديهي است كه اين عبارت به معناي آشنايي آنان با پيامبر از روي پيش گويي هاي كتاب هاي آسماني شان است. روايت است كه عبدالله بن سلام از دانشمندان يهود، در باره ي پيامبر گفت: انا اعلم به مني بابني

يعني: من او را بهتر از فرزندم مي شناسم. و سپس به آن حضرت ايمان آورد و مسلمان شد.