75- بدون شرح
|
نويسنده: یه مسافر |
پنجشنبه 28 مهر1384 ساعت: 21:12 |
| سلام سید گرامی ببخشید که دیر اومدم. سید جان قدر مسلم اینکه گلگی من از روی دوستی و علاقه بود و گرنه خیلی های دیگه همین روش رو دارن ولی به قول شما به راحتی از کنارشون گذشتم. و اصولا دقیقا وقتی کسی برای آدم مهم باشه آدم از دستش ممکنه دلخور بشه. راستش سید جان شما تقصیر نداری شاید من کمی زود رنج و پر توقعم. آخه من خودم اینجور وقتا که شما گفتین ممکنه که فقط یه سلام و علیک کنم و بگم که اومدم و معتقدم که این بهتر از گذاشتن یه پیام عمومیه و خوب فکر می کردم که لابد همه باید مثل من باشن ! قدر مسلم اینکه همه مثل هم نیستن و لزوما هر رفتاری به معنای بی احترامی نیست. گفتم که، من کمی زود رنجم و عجله کردم و گلگی کردم. به بزرگواری خودتون ببخشین اگه تند رفتم. مثل همیشه تو دل من جا داری و دعاگوی شما و خانواده محترمت خصوصا آقا پسر گلت هستم. یه عزیزی می گفت: دوستای واقعی بعد از اینکه یه بار با هم دعوا کردن دوستیشون عمیق تر می شه. و من گمان می کنم این موضوع باعث شد تا ارادت من نسبت به شما که نقد پذیرین بیشتر بشه (از اولاد زهرا جز این توقع نمیره). محبت کن و مثل گذشته دعام کن. به دعای خیر بنده های خوب خدا خیلی نیاز دارم. پیروز و پایدار باشی | |
| وب سايت پست الکترونيک | |
| نويسنده: یه مسافر | پنجشنبه 28 مهر1384 ساعت: 21:13 |
| راستی سید، اگه صلاح می دونی چون متن گلایه منو اعلام کردی، این کامنت رو که در واقع جوابیه من میشه اعلام کن. | |
| وب سايت پست الکترونيک | |
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۸۴ ساعت 21:36 توسط سید محمد رضا واحدی