نويسنده: یه مسافر

پنجشنبه 28 مهر1384 ساعت: 21:12
سلام سید گرامی
ببخشید که دیر اومدم.
سید جان قدر مسلم اینکه گلگی من از روی دوستی و علاقه بود و گرنه خیلی های دیگه همین روش رو دارن ولی به قول شما به راحتی از کنارشون گذشتم. و اصولا دقیقا وقتی کسی برای آدم مهم باشه آدم از دستش ممکنه دلخور بشه.
راستش سید جان شما تقصیر نداری شاید من کمی زود رنج و پر توقعم. آخه من خودم اینجور وقتا که شما گفتین ممکنه که فقط یه سلام و علیک کنم و بگم که اومدم و معتقدم که این بهتر از گذاشتن یه پیام عمومیه و خوب فکر می کردم که لابد همه باید مثل من باشن !
قدر مسلم اینکه همه مثل هم نیستن و لزوما هر رفتاری به معنای بی احترامی نیست. گفتم که، من کمی زود رنجم و عجله کردم و گلگی کردم. به بزرگواری خودتون ببخشین اگه تند رفتم.
مثل همیشه تو دل من جا داری و دعاگوی شما و خانواده محترمت خصوصا آقا پسر گلت هستم.
یه عزیزی می گفت: دوستای واقعی بعد از اینکه یه بار با هم دعوا کردن دوستیشون عمیق تر می شه.
و من گمان می کنم این موضوع باعث شد تا ارادت من نسبت به شما که نقد پذیرین بیشتر بشه (از اولاد زهرا جز این توقع نمیره).
محبت کن و مثل گذشته دعام کن. به دعای خیر بنده های خوب خدا خیلی نیاز دارم.
پیروز و پایدار باشی
  وب سايت    پست الکترونيک

نويسنده: یه مسافر پنجشنبه 28 مهر1384 ساعت: 21:13
راستی سید،
اگه صلاح می دونی چون متن گلایه منو اعلام کردی، این کامنت رو که در واقع جوابیه من میشه اعلام کن.
  وب سايت    پست الکترونيک