21- گریه
وقتي
تنور عقل و فلسفه
داغ است
و آتشكده عشق و دل
خاموش ...
چگونه می توان نگریست؟
وقتی
هرروز
آدمكهايي به تو لبخند ميزنند
كه زمستان عشقاند
و بهار توهم...
چرا نبايد گريست؟
وقتي آدمها
آدمك ميشوند
و انسان ها...
ماشين ..!؟
چرا نبايد گريست!؟
وقتي چشمهايمان ابريست
+ نوشته شده در شنبه هشتم مرداد ۱۳۸۴ ساعت 21:23 توسط سید محمد رضا واحدی
|