73- امام مجتبی
ـ آقا .. ! تو را به مقامی که خدایت عطا کرده است، دادم را از این دشمن سرسخت بستان .. دشمنی که نه حرمت پیران را پاس می دارد و نه بر خردسالان رحم می کند.
ـ این دشمن سرسخت کیست که دادت را از او بستانم؟
ـ فقر و تنگدستی .. آقا
و .. او سر به زیر افکند و لختی بعد رو به خادمش گفت:
ـ هر چه پول نقد داریم بیاور
و خادم پنج هزار درهم حاضر کرد.. و او همه آن را به شاکی داد
ـ به حق سوگندهایی که دادی قسمت می دهم که هر گاه دوباره فقر از سر دشمنی با تو برخاست، شکایتش را نزد من بیاور تا دادت را از او بستانم...
سالروز ولادت کریم اهل بیت و سفره دار مدینه
سبط اکبر مصطفا ، نور چشم مرتضا و جگر گوشه ی زهرا ..
حضرت امام حسن مجتبا
بر شما عاشقان مبارک باد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۸۴ ساعت 5:49 توسط سید محمد رضا واحدی
|